به وبلاگ شرکت کالج چوب آل خوش آمدیدجهت
ورود به سایت اصلی www.kalejchoubal.com
به وبلاگ شرکت کالج چوب آل خوش آمدیدجهت
ورود به سایت اصلی www.kalejchoubal.com
همیشه گفتهایم و این بار هم میگوییم که امتیاز کیفیت گوگل بسیار حائز اهمیت است. این امتیاز باعث کاهش هزینههای شما به ازای هر کلیک میشود. هزینههای شما را به ازای هر عمل کاربر کاهش میدهد. رتبه تبلیغات شما را بهبود میبخشد و به طور خلاصه امتیاز کیفیت بالا، همبستگی زیادی با موفقیت حساب کاربری شما دارد. پس با بررسی این ترفند گوگل ادوردز همراه ما باشید.
به جای اینکه یک لیست معمولی از نکات را ارائه دهیم، بیایید یک نگاه دقیق به یک حساب کاربری گوگل ادوردز واقعی داشته باشیم که نمرات فوق العاده با کیفیتی بدست آورده است و بررسی کنیم که چگونه به این جایگاه دست یافته است.
حساب کاربری که میخواهیم آن را بررسی کنیم متعلق به یکی از مشتریان است که یک شرکت تجاری کوچک در صنعت بیمه است. با وجود این که این شرکت دارای رقبای سرسختی در گوگل ادوردز است، از طریق کمپینهای گوگل ادوردز خود، به سطح بسیار خوبی رسیده است. در واقع این شرکت به طور متوسط امتیاز کیفت خوبی با ضریب 8.8 را دارد که نزدیک به بهترین امتیازی است که تا به حال دیدهام.
اما آنها چگونه این کار را انجام دادهاند؟
ما از سطحبندی عملکرد گوگل ادوردز استفاده کردیم تا درک بهتری از عملکرد این آگهیدهنده داشته باشیم. با استفاده از این گزارش، ما چهار ویژگی کلیدی را شناسایی کردیم که در دستیابی به میانگین امتیاز کیفیت 8.8 تاثیرگذار بوده است.
به لحاظ تئوریک، عوامل زیادی در امتیازدهی کیفی گوگل نقش دارند، اما مهمترین عامل در نرخ کلیک (CTR) نرمال شده است که عملکرد این تبلیغکننده، در نمودار زیر آورده شده است:
خط کوچک زرد رنگ، منحنی معمولی را نشان میدهد که میزان CTR را در مقابل موقعیت متوسط ??مشخص میکند. نرخ کلیک این حساب کاربری بسیار بالاتر از حد متوسط ??است. آنها به طور متوسط نرخ کلیکی معادل 14.06 درصد دریافت کردهاند. در حالی که نرخ 2 درصد معمولا میزان متوسط خوبی برای یک نرخ کلیک مناسب در PPC است. اما آنها چگونه توانستهاند به نرخ کلیک 14 درصدی در یک موقعیت تبلیغاتی با نرخ کلیک متوسط ??2.88 درصد برسند؟
بیشتر کلمات کلیدی با CTR های 30، 40، 50 و حتی 70 درصد کلمات کلیدی مرتبط به برندهای معتبر هستند که به طور کلی CTR های بسیار بالا دارند. اما بقیه کلمات کلیدی متعلق به یک برند نیستند. با این وجود جالب است بدانید که حتی کلماتی با CTR صفر درصد وجود دارند که امتیاز کیفیت عالی 10 دارند. این مسئله به این دلیل است که CTR بالای یک کلمه کلیدی، اثر مثبتی بر امتیاز کیفیت تمام کلمات کلیدی یک حساب کاربری گوگل ادوردز دارد.
من این مورد را در حسابهای کاربری زیادی دیدهام و به همین دلیل است که همیشه توصیه میکنم حداقل 15 درصد از بودجهPPC خود را به کلمات کلیدی مرتبط با برندها اختصاص دهید.
اما در مورد بقیه کلمات کلیدی در حساب کاربری چه نظری دارید؟
کلمات کلیدی رقابتی تنها برای سئو و رتبه گرفتن در نتایج جستجوی ارگانیک مشکل نیستند؛ آنها همچنین در زمینه PPC نیز کلماتی سخت محسوب میشوند. به خصوص در صنایعی مانند بیمه (این صنعت در امریکا بسیار رقابتی است). بنابراین اگر شما به دنبال CTR های بالایید، باید کمی در انتخاب کلمات کلیدی خود سختگیر باشید. همانطور که میبینید، این آگهی دهنده درصد بالایی از کلمات کلیدی خود را به کلمات کلیدی طولانی اختصاص داده است.
کلمات کلیدی طولانی عموما موثرتر هستند زیرا آنها:
همانطور که گفتیم این آگهیدهنده عمدتا از کلمات کلیدی طولانی استفاده میکند. به طوری که فقط 1 درصد اصطلاحات آن تک کلمهای هستند. این ویژگی به احتمال زیاد بخش بزرگی از دلایل موفقیت این حساب کاربری در کسب CTR بیشتر ??و امتیاز کیفیت بالاتر است.
همراه با انتخاب کلمات کلیدی مناسب، بهبود CTR شما هم گام بزرگی از بهینهسازی تبلیغات شما است؛ که با استفاده از روشهایی مانند AB testing (تست A/B)، درج کلمات کلیدی پویا و به طور کلی تکنیکهای تبلیغاتی کپی رایتینگ برای ایجاد تمایز بین شما و رقبایتان ممکن میشود.
یکی از راههای اطمینان از اینکه تبلیغات شما هدفمند است، این است که بیشتر از متن استفاده کنید. حسابهای کاربری گوگل ادوردز کسب و کارهای کوچک، اغلب دارای متنهای تبلیغاتی کوتاهاند. اضافه کردن متنهای تبلیغاتی بیشتر فرصتهای بیشتری را به شما میدهد تا به جستجوگران ثابت کنید که شما دقیقا همان چیزی هستید، که آنها به دنبالش میگردند.
آگهیدهنده مورد بررسی ما، تقریبا 100 متن تبلیغاتی فعال داشت؛ که برای یک حساب کاربری در این اندازه بسیار زیاد است (مقدار میانگین نشان داده شده با نوار زرد چیزی در حدود 50 است.).
اگر معیار بهتری برای پیشبینی موفقیت در گوگل ادوردز در مقایسه با امتیاز کیفیت وجود داشته باشد، این معیار فعالیتهای حساب کاربری خواهد بود. اکثر حسابهای کاربری تجاری کوچک اغلب به یک دلیل ساده با مشکل مواجه میشوند که آن هم کمکاری مدیر PPC است.
نظرسنجی زیر را درباره میزان فعالیت مدیران PPC ببینید:
اما دادهها نتایج دیگری را نشان میدهند. با توجه به تجربه من:
اما کسب و کاری که در حال بررسی آن هستیم، در حال ورود منظم به حساب کاربری و بهبود فضای آن است:
این آگهی دهنده در یک دوره 90 روزه به طور منظم بر روی بهینه سازی حساب کاربری خود کار میکند. این یک عامل کلیدی برای کسب امتیاز کیفیت بالا و کسب نتایج جاری است.
شما با همکاری با یک همکار پریمیر گوگل همیشه و هر روز یک نفر را برای بهبود امتیاز کیفیت حساب ادوردز خود دارید.
با مرور تاریخچه تغییرات این حساب کاربری، میتوانیم متوجه شویم که مالک آن در طی 30 روز گذشته کارهای زیادی از جمله موارد زیر را انجام داده است:
این بهروزرسانیها فقط یک بار انجام نشده است. شما میتوانید در یک دوره 90 روزه مشاهده کنید که این آگهیدهنده به طور مداوم مشغول بهینه سازی حساب کاربری خود بوده است. این یک عامل کلیدی برای کسب امتیاز کیفیت بالا و کسب نتایج جاری است.
مشاهده کردیم که این حساب کاربری بر روی کاغذ عالی به نظر میرسد. اما مزایای واقعی یک کسب و کار از چنین امتیاز کیفیت بالایی چیست؟ جالب است بدانید که این آگهیدهنده خاص، قبلا در حدود هزار دلار در ماه برای PPC هزینه میکرد و در حال حاضر برای به دست آوردن همان مقدار کلیک ورودی، تقریبا نیمی از آن را هزینه میکند. به عبارتی هزینه تبلیغات کلیکی گوگل برای این شرکت، تقریبا نصف میانگین هزینه این تبلیغات در صنعت مدنظر شده است و اگر کمی اهل حساب و کتاب باشید، این نکته امتیازی بسیار تاثیرگذار و شگفت انگیز است.
اگر امتیازهای کیفی شما در این حد بالا نیست (عجیب است که چرا اینگونه نیست)، به راحتی میتوانید دلیل آن را متوجه شوید. حساب کاربری خود را دوباره بررسی کنید و متوجه شوید که در کدامیک از این بخشها دچار افت شدهاید و بر روی آن کار کنید.
همچنین این وظیفه را میتوانید به متخصصان تبلیغات در گوگل شرکت نوین مارکتینگ بسپارید تا با خیالی آسوده به حداکثر امتیاز کیفیت در کمپینهای PPC خود برسید.
در این مقاله قصد دارم Quality Score یا امتیاز کیفیت را کاملا توضیح دهم و تأثیر آن بر کیفیت تبلیغات گوگل را بررسی کنم. هر جا نامی از Quality Score میبرم منظورم همان سیستم امتیاز دهی گوگل به عبارت شما است که در ترجمه فارسی آن را امتیاز کیفیت ترجمه میکنم؛ این مفهوم با رتبه بندی موقعیت آگهی شما را در نمایش آن تعیین میشود.
مفاهیمی و پرسشهایی که در این مقاله بررسی میشود عبارتاند از:
کاربرد Quality Score در رتبه بندی گوگل برای تعیین کیفیت و سازگاری کلمات کلیدی وب سایت شما در تبلیغات کلیکی است. این امتیاز در تعیین هزینه به ازای هر کلیک (CPC) استفاده میشود و با بالاترین پیشنهاد مالی شما با در نظر گرفتن امتیاز کیفیت چند برابر میشود تا رتبه آگهیتان را در فرایند مزایده آگهی تعیین کند.
اگر میخواهید در زمینه تبلیغات کلیکی تبحر پیدا کنید، باید درکی مناسب از مفهوم امتیاز کیفیت داشته باشید. دلیلش هم این است که کیفیت عبارات ، بر روی هزینه و قدرت نفوذ کمپینهای تبلیغاتی تأثیر زیادی دارد. همانطور که اعتبار مالی شما در یک بانک یا مؤسسه مالی میتواند بر واجد شرایط بودن یا نبودن شما برای دریافت وام و میزان سود دریافتی اثر بگذارد، Quality Score گوگل نیز بر نحوه عملکرد تبلیغات کلیکی و میزان پرداختی شما به ازای هر کلیک، اثر مستقیم دارد.
هیچ کس (البته به نظر من به جز کارمندان گوگل) دقیقا نمیداند که هر کدام از این عوامل، چطور بر الگوریتم امتیاز کیفیت اثر میگذارد، اما این را میدانم که نرخ کلیک مهمترین عامل است. وقتی افراد بیشتری که آگهی شما را میبینند بر روی آن کلیک کنند، این نشانهای محکم و خوب برای گوگل است که آگهی شما مرتبط بوده و برای کاربران مفید است.
بر این اساس، گوگل پاداشهای زیر را برای شما در نظر میگیرد:
البته کلیکهای نابجا یا همان کلیکهای غیرواقعی بر روی این مسئله به صورت موقت تأثیر میگذارد، ولی به مرور زمان، گوگل مشکل را برطرف میکند.
قبل از خواندن این پاراگراف باید مختصری درباره هزینه تبدیل یا cpc (cost per conversion) توضیح بدهم. این عبارت در سیستم تبلیغات در گوگل به این معنی است که وقتی مخاطبی پس از کلیک بر روی آگهی شما وارد وب سایت یا صفحه مورد نظرتان میشود، کاری همانند ثبت نام یا خرید بر روی سایت شما انجام دهد و گوگل با استفاده از کدهای خود که بر روی سایتتان نصب شده قادر به ارائه گزارش هزینه تبلیغاتی توسط این سیستم است.
[برای آن که cpc را بهتر بشناسید حتما مقاله گوگل ادوردز چگونه کار می کند نوین مارکتینگ را بخوانید]
با ارزیابی هزاران حساب تبلیغات کلیکی گوگل، اکنون تقریبا میدانم که امتیاز کیفیت با میزان موفقیت تبلیغات کلیکی شما رابطه مستقیم دارد. با بهینه سازی Quality Score ، خودتان را برای بازگشت سرمایه بیشتر (ROI) آماده کنید. دلیلش هم این است که “Quality Score” بالاتر با هزینه به ازای یک ثبت نام یا عمل دیگر”cost per conversion” کمتر مرتبط است.
هزینه به ازای یک ثبت نام با هزینه به ازای کلیک فرق میکند. هزینه به ازای ثبت نام در مورد میزان پرداختی شما به ازای هر کلیک نیست، بلکه به این اشاره دارد که وقتی مخاطب شما بر روی وب سایتتان عملی را انجام میدهد چقدر باید پرداخت کنید، حال این عمل میتواند ثبت نام در یک قسمت رایگان سایتتان باشد یا خرید یک محصول از آن. از آنجایی که هر کلیک، به خرید یا ثبت نام منتج نمیشود، هزینه به ازای ثبت نام معمولا بیشتر از هزینه به ازای کلیک است.
خوشبختانه امتیاز کیفیت بالا هم هزینه به ازای کلیک و هم هزینه به ازای ثبت نام را کاهش میدهد.
به یاد داشته باشید که Quality Score، روشی است که گوگل از طریق آن مشخص میکند تبلیغات کلیکی شما، نیازهای مشتریهای احتمالیتان را برآورده میکند. هر چه در برآورده کردن این نیازهای احتمالی بهتر عمل کنید، گوگل هزینه کمتری از شما برای تبلیغات کلیکی میگیرد.
از آنجایی که Quality Score تعیین میکند تبلیغات شما کجا و چقدر نشان داده شوند، بسیار مهم است که رتبه خودتان را با کار مداوم بر روی اکانت گوگل افزایش دهید. با متمرکز کردن تلاشتان بر چند قسمت کلیدی میتوانید به این مورد دست یابید:
همانطور که میبینید، Quality Score در درجه اول مرتبط بودن را اندازه گیری میکند. پس برای بهبود Quality Score کلمات کلیدی، باید ساختار کمپینهای تبلیغات کلیکی خود را به گروههای کلمات کلیدی کوچک، به خوبی سازمان یافته و پیوسته تبدیل کنید. سازمان دهی و انتخاب کلمات کلیدی بهتر نیز به طور طبیعی کیفیت و ویژگی تبلیغات و محتوای وب سایت شما را بهبود داده، به شما این امکان را میدهد که دقیقا مخاطبانی را هدف قرار دهید که به احتمال زیاد خدمات شما را جستجو میکنند.
Quality Score کم، در درجه اول ناشی از عدم ارتباط بین کلمات کلیدی، گروه آگهی، متن آگهی، و محتوای صفحه فرود است. امتیاز کیفیت بالا به طور طبیعی زمانی به وجود می آید که یک حساب AdWords شامل کلمات کلیدی سازمان یافته در گروه کلمات کلیدی مناسب، متن آگهیهای منطبق با گروههای آگهی خاص و صفحات وب سایت مرتبط با پیشنهاد متن آگهی باشد.
گراف میزان تقریبی اثربخشی عناصر سازنده Quality Score یا امتیاز کیفیت
اگرچه هیچ پاسخ صحیح و آسانی برای بهبود فرمول امتیاز کیفیت شما وجود ندارد، اما توجه دقیق به مرتبط بودن تا حد زیادی امتیاز شما را افزایش میدهد و شاید یک مشاور و متخصص بازاریابی با تجربه بتواند، تحولی در Quality Score شما ایجاد کرده تا هزینههای شما را کاهش و بهرهوری آگهی را افزایش دهد.
در این مقاله با برخی مفاهیم سئو (SEO) نیز آشنا شدهاید در نوین مارکتینگ مقالههای بسیار مهمی برای سئو نوشته میشود.
[از شما دعوت می کنم به بخش مقالههای سئوی نوین مارکتینگ هم سری بزنید]
امتیاز کیفیت به شما کمک میکند در جستجوهای بیشتری دیده شوید. در سطح کلمات کلیدی، ابزارهای اندازه گیری عالی وجود دارد. این به شما کمک میکند که آیا کلمات کلیدی شما مرتبط است یا نه. اهداف شما چقدر اهمیت دارد و با چه نرخی مخاطبان بر روی تبلیغات کلیک میکنند. اگر هر چه این 3 فاکتور مهم شما در مسیر درست هدایت شوند، شما CPC های (هزینه برای هر کلیک) کمتری دارید و کمپین جستجوی پولی موفقتری خواهید داشت.
متاسفانه، بهینه سازی سایت زمانبر است، هدف های تبلیغاتی چرخشهای بیپایانی دارند و انتظار میرود بهبود CTR انرژی زیادی از شما بگیرد. به طور متوسط شما نمیتوانید در عرض یک شب امتیاز کیفیت بالایی را کسب کنید. چنین امتیازهایی اگر هم به دست آیند پایدار نخواهند بود.
با توجه به این واقعیت ناخوشایند، هنگامی که حرف از بهینهسازی فوری به میان میآید، شما در شرایط دشواری قرار میگیرید. مگر این که فقط بر روی نرخ کلیک یاCTR تمرکز کنید.
امروز، من قصد دارم به شما نشان دهم چگونه میتوانید کلمات کلیدی با ارزش بالا را شناسایی کرده و CTR بالا را در حساب کاربری AdWords و فراتر از آن به دست آورید.
این چه معنایی دارد؟
آیا تمام CTR های بالا خوب نیستند؟
در ادامه متوجه خواهید شد…
از آنجا که CTR نشان دهنده درصد افرادی است که آگهی شما را مشاهده میکنند (نرخ مشاهده impression) و سپس بر روی آن (تبلیغات) کلیک میکنند. این فرمول چیزی شبیه به این است:
(کل کلیک ها بر روی تبلیغات) / (کل نمایش) = نرخ کلیک (CTR)
اگر کسی بر روی یکی از تبلیغات شما کلیک کند، آن تبلیغات تنها یک قدم به رسیدن به هدف خود نزدیکتر میشوند. به عنوان مثال، در اینجا
اقدام مطلوب تکمیل عملکرد AdWords این صفحه است. “اقدام” میتواند یک خرید، یک تماس تلفنی، پرکردن یک فرم باشد: هر چیزی که نشان دهنده ارزش محتوای شما در تجارت و کمپین AdWords است.
با ایجاد تبلیغات در صفحه وبسایت با استفاده از یک کلمه کلیدی و تمایل به جستجو، شما افزایشی در امتیاز کیفیت و کاهش در CPC (هزینه در برابر هر کلیک) دریافت خواهید کرد. به همین دلیل، دستیابی به نرخ بالای کلیک (CTR) برای موفقیت PPC ضروری است.
با این حال، “بالا بودن” یک مفهوم نسبی است. در تحقیق ما، متوسط CTR جستجو در شبکه AdWords 1.9 درصد است. اما به طور کلی میزان نرخ کلیک خوب در حدود 4 تا 5٪ است. این آمار را وب سایت ورداستریم با بررسی هزاران تبلیغ کلیکی در صنایع مختلف به دست آورده مقاله مربوط به این آمار را به زودی در بلاگ نوین مارکتینگ منتشر میکنیم.
اگر هدف از یک جستجو از جانب هر دو روش تبلیغاتی یعنی جستجوی کلیکی و صفحه فرود تأمین شود، شما به فروش و رهبری بازار دست پیدا میکنید. ارزش بالا اینگونه تعریف میشود.
در روی دیگر سکه، اگر شما یک کلمه کلیدی با CTR بالا را پیدا کنید، اما نرخ تبدیل مناسبی دریافت نکنید قطعا در جایی مرتکب اشتباه شدهاید. شما یک پیشنهاد سازگار با تمایل افراد را ایجاد نکردهاید یا صفحه اصلی شما یک نقطه اصطکاک است؛ همچنین میتواند به این معنی باشد که شما در کل، کلمات کلیدی اشتباهی را مورد هدف قرار دادهاید.
قبل از اینکه ما به رفع مشکل حساب کاربری با CTR بالای شما بپردازیم که کلمات کلیدی را به موفقیت تبدیل نمیکند، اجازه دهید ظرفیتهای شما را کشف کنیم.
یافتن باارزشترین کلمات کلیدی حساب کاربری شما میتواند به آسانی با استفاده از فیلترهای شخصی انجام شود.
اول، شما باید درک درستی از عملکرد خود داشته باشید. برای اکثر حسابهای کاربری، 30 روز زمان مناسبی خواهد بود. از آنجا، وارد رابط کاربری AdWords خود شوید، به نوار ابزار کلمات کلیدی بروید، روی دکمه «ستونها» کلیک کنید و «اصلاح ستونها» را برگزیند.
هنگامی که شما وارد ستون رابط کاربری مشتری شدید، زمینه مشاهده آن را به صورت زیر تغییر دهید (توجه داشته باشید که مهمترین ستونها مربوط به CTR و نرخ تبدیل است. اگر میخواهید، میتوانید اطلاعات دیگر را حذف و اضافه کنید.
هنگامی که ستونهای شما به درستی مرتب شدند، آنها را با فشار دادن دکمه “Apply” فعال کنید .
اینجا جایی است که ممکن است کمی باعث ارتقای شما شود. حالا که ترتیب ستونهای خود را مرتب کرده و اطلاعات را دستهبندی کردید، زمان آن است که فیلترهای با ارزش و با CTR بالای خود را نیز ایجاد کنید که به شکل زیر خواهد بود:
چرا براساس این پارامترها فیلتر میکنید؟ بیایید آن را به قسمت های کوچکتر تقسیم کنیم
حالا، به جای اینکه مجبور به گشتن در کل حساب کاربری خود باشید، با یک مجموعه دادههای واجد شرایط، کار میکنید. از آنجا، شما میتوانید شروع به کشف کلمات کلیدی جدید کنید که نشان دهنده بالاترین عملکردند و قفلهای زیادی را در مسیر موفقیت به روی شما باز میکنند. شما همچنین میتوانید یک نقطه پرش برای بهینه سازی به دست آورید: کلمات کلیدی با CTR بالا و نرخ تبدیل پایین.
اگر یک کلمه کلیدی، کلیکهای زیادی دریافت میکند اما منجر به فروش و درآمدزایی برای نام تجاری و غیره نمیشود، پس نرخ بالای کلیک برای آن کلمه برای تجارت شما بد است. دلیل این موضوع نیز روشن است:
این کلمات کلیدی کم بازده اساسا از کلمات کلیدی با کارایی بالای شما سرقت میکنند و شما از بودجه محدودتان برای اقدامات بدون منفعت استفاده میکنید. خوشبختانه، اقداماتی برای از بین بردن کامل این تاثیرات منفی وجود دارد.
بهترین نقطه شروع برای تعیین اینکه کدامیک از صفحات بیشترین تاثیر را در بهبود نرخ تبدیل کلمات کلیدی شما دارد، وضعیت امتیاز کیفیت صفحات است. این پاپ آپ به شکل زیر است:
این پاپ اپ به شما خواهد گفت که آیا مشکل شما مربوط به صفحه فرود است یا نه. اما هر چند مشکلات مربوط به صفحات فرود میتوانند زمانبر باشند، آنها نسبتا ساده هستند.
اولین چیزی که به هنگام بهینهسازی صفحات وب خود باید بررسی کنید، سر تیترهای آن است. یک سرتیتر قوی که مربوط به کلمه کلیدی و محتوای تبلیغات شما است، میتواند نظر بازدیدکنندگان شما را جلب کند (همچنین باعث بهبود امتیاز کیفیت آنها میشود). شما همچنین می توانید از ابزار Google PageSpeed استفاده کنید تا ببینید آیا مشکل شما مربوط به زمان بارگذاری است. صفحه وبی که بیش از 3 ثانیه طول میکشد تا بارگذاری شود، برای هر هدفی بیفایده خواهد بود. این صفحه به ایران خدمات نمیدهد و واضح است که باید با فیلتر شکن بازش کنید.
از این نقطه به بعد، طراحی تمیز و جذاب است که قابل اعتماد و حرفهای بودن شما را به رخ میکشد همین طور این طراحی باید با برند شما سازگار باشد. بعد از این بهینهسازیها یک کلمه کلیدی با نرخ کلیک بالا به حساب AdWords خود اضافه کنید.
بخشی از مشکل شما با CTR بالا و نرخ تبدیل پایین میتواند به سبب چشم انداز مخاطبان شما باشد که آیا برای آنها منطقی است با صفحه شما تعامل برقرار کنند؟ آیا آنها اصلا بر روی کلمات کلیدی شما کلیک نخواهند کرد؟ اینجا جایی است که RLSA و هدف گذاری ایفای نقش میکند.
به طور معمول، RLSA برای تنظیم تقاضا در شبکه جستجو از طریق قدرت بازاریابی مجدد تعریف شده است. این زمانی اتفاق میافتد که تبلیغ کنندگان فقط از تابع “صرفا تقاضا” استفاده میکنند. RLSA همچنین دارای گزینه ای به نام “هدف و ارائه پیشنهاد” است که اجازه میدهد تا شما تبلیغات خود را به جستجوگرانی ارائه دهید که عضو لیستهای بازاریابی خاصی هستند.
RLSA چگونه به شما کمک میکند؟ سوال خوبی است!
اگر شما یک کلمه کلیدی با CTR بالا و نرخ تبدیل پایین داشته باشید، مخاطبان تبلیغات شما تنها محدود به کسانی میشوند که از قبل از سایت شما بازدید کردهاند. این باعث کاهش بازدیدکنندگان جدید میشود که با فضای سایت شما ناآشنایند و مخاطبان شما محدود به افرادی میشود که با برند شما آشنا و آماده اقداماند.
در برخی موارد، بدون توجه به آنچه شما انجام میدهید، یک کلمه کلیدی به تنهایی باعث موفقیت نمیشود. اگر از تمام گزینههای بهینه سازی خود استفاده کردهاید، کلمه کلیدی را فراموش کنید و بعدا دوباره به آن بازگردید. در عوض تلاشهای خود را معطوف زمینههایی کنید که میتوانید تغییرات مثبت را در آنها ایجاد کنید.
هنگامی که کلمات کلیدی با CTR و نرخ تبدیل بالای خود (MVP) را شناسایی کردید و آنهایی را که نیاز داشتید بهینه سازی کردید، وقت آن است که فرصتهای جدید را کشف کنید. بهترین نقطه برای شروع این کار گزارش کوئریهای شما است.
فهرست کلمات کلیدی MVP خود را دانلود کنید و گستره مربوط به یک دوره طولانی که کلمات یکسال را شامل میشود را باز کنید. اکنون زمان بررسی فرارسیده است. فیلترهای خود را براساس «متون کلیدی» که «شامل» بهترین و سودهترین کلمات کلیدی که تا به حال داشتهاید، مرتب و تنظیم کنید .
حالا، هر چند وقت یکبار این کلمات کلیدی را در این فیلد وارد کنید تا کلمات کلیدی طولانی را که حاوی بخشی از کلمات کلیدی ارزشمند شما هستند را بیابید. این کار شامل کلمات با حجم بالا نمیشود اما موقعیتهایی از کلمات کلیدی با ارزش فوقالعاده را ارائه میدهد که بر روی پیشرفتهای تاریخی حساب کاربری شما تأثیر میگذارد.
انتخاب کلمات کلیدی درست بسیار مهم است برای این کار همیشه نیازمند سعی و خطا هستیم اما اکر در این راه از یک آژانس دیجیتال مارکتینگ کمک بگیریم سرمایه خود را کمتر به هدر داردهایم کمپینهای موفق هر آژانس دیجیتال مارکتینگ میتواند رزومه مناسبی برای آنها باشد. حتما از آژانس دیجیتال مارکتینگ خود نمونه های موفق کمپین های PPC را بخواهید
وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ چیست؟ شاید در ابتدا احساس کنید که این سوالی ساده است. اما با جستجوی این عبارت و معادل انگلیسی آن در گوگل، متوجه میشوید که با موضوعی به ظاهر سهل اما در باطن مشکل روبرو هستید. موضوعی که میشود صدها جمله درباره آن بحث و گفتگو کرد و شاید در نهایت نیز حق مطلب ادا نشده باشد.
در این مقاله تلاش من بر این است تا منابع مطالعاتی گوناگون را با تجربیات شخصی و کاری درهمآمیزم و به این سوال و سوالات مرتبط با آن پاسخی درست دهم. در نتیجه میتوان گفت که این مقاله دقیقا بر اساس منابع مطالعات ذکر شده تدوین نشده است؛ و خوشحال میشوم تجارب و دیدگاههای شما را نیز در این زمینه بدانم.
چرا شناخت وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ مهم است؟
فرد آلن، کمدین معروف آمریکایی، در یکی از استندآپ کمدیهایش میگوید: ۸۵ درصد ماجرای آژانسهای تبلیغاتی، گیج شدن است و ۱۵ درصد باقیمانده هم کیمسیونی است که دریافت میکنند.
البته این جمله بیشتر از هر چیز یک شوخی بامزه است. تصور میکنم فِرِدی، قبل از گفتن این جمله هنوز مقاله ما را نخوانده.
انسان همیشه با مسئله انتخاب روبرو است. این انتخابهای ماست که وضعیت آینده ما را مشخص میکند. در علم مدیریت نیز به مسئله تصمیمگیری، به عنوان یکی از مهمترین وظایف مدیران اشاره شده است. در نتیجه برای داشتن یک انتخاب و تصمیمگیری درست، کسب آگاهی مسئله مهمی است.
در نتیجه شناخت وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ به مدیران کسب و کارها کمک میکند تا در پروسه همکاری با این آژانسها و برونسپاری مسئولیتهای دیجیتال مارکتینگ سازمان مطبوع خود، انتخاب درستتری داشته باشند.
همچنین شناخت این وظایف در پیگیری امور مربوط به دیجیتال مارکتینگ بسیار مؤثر است. شما با خواندن این مقاله از شرکتی که وظیفه دیجیتال مارکتینگ را به آن میسپارید تصویر واضحتر و انتظارات درستتری از آثار فعالیتها آن بر کسب و کارتان به دست میآورید.
در نتیجه اگر شما نیز تصمیم به همکاری با یک آژانس بازاریابی دیجیتال گرفتهاید، پیشنهاد میکنم با ادامه این مقاله همراه ما باشید.
چرا باید فعالیتهای آنلاین کسب و کار خود را به آژانس دیجیتال مارکتینگ بسپریم؟
مهمترین دلیل برونسپاری فعالیتهای آنلاین به ترتیب عبارت اند از:
1. افزایش سرعت رشد در رسیدن به اهداف سازمانی در فضای آنلاین
2. جلوگیری از فعالیتهای اشتباه و کاهش هزینههای استخدام کارکنان جدید
3. صرفه جویی در هزینه فعال کردن دپارتمان دیجیتال مارکتینگ
آژانسهای دیجیتال مارکتینگ، معمولا تجربه بالایی در انجام فعالیتهای آنلاین دارند. در نتیجه میتوانند در مدت بسیار کوتاهتری فعالیتهای بازاریابی دیجیتال را برای شما آغاز کنند.
از سویی بیتجربگی سازمان مطبوع شما در زمینه دیجیتال مارکتینگ، ممکن است برای شما گران تمام شود. این در حالی است که آژانسهای بازاریابی دیجیتال بسیار کمتر دچار خطا شده و شما چوب بیتجربی خود را نمیخورید.
در نهایت مهمترین عامل مسئله هزینههاست. بهتر است بدانید که فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ ترکیبی از تخصصهای گوناگون است. در نتیجه در این آژانسها مجموعهای از متخصصان توسعه بازار، استراتژیستها، طراحان وب و اپلیکیشن، تولیدکنندگان محتوا، متخصصان سئو و متخصصان شبکههای اجتماعی مشغول به کارند.
هر کسب و کاری چه کوچک و چه بزرگ، برای کسب نتایج مثبت از دیجیتال مارکتینگ، نیازمند این نیروهای متخصص است. اما واقعیت این است که کمتر کسب و کاری آنچنان بزرگ است که استخدام و پرداخت هزینه چنین دپارتمان پرهزینهای، برایش منطقی و توجیه پذیر باشد. از سویی در عمل نیز این کسب و کارها نیازمند نیروی تمام وقت در این زمینهها نیستند.
در نتیجه برای بسیاری از کسب و کارها حتی کسب و کارهای بزرگ، برونسپاری فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ تصمیمی بهصرفه و مناسب است.
البته نباید فراموش کرد که در مواقعی معدود توجیحات درستی برای فعال کردن این دپارتمان برای بعضی از کسب و کارها وجود دارد. در این زمینه توصیه میکنم که قبل از تصمیمگیری به درستی و با دقت فراوان هزینهها، نیازمندیها، محدودیتهای زمانی و مالی خود را در نظر بگیرید.
در این حالت نیز بهترین تصمیم این است که دپارتمانی کوچک برای کارسپاری به آژانسهای بزرگ در شرکت خود تشکیل دهید. این دپارتمان کارش ارائه گزارش، سنجیدن عملکرد و نظارت بر نحوه کارکرد شرکت طرف قرارداد شما در موضوع دیجیتال مارکتینگ است.
در این زمینه مطالب بسیار کمی در وب فارسی و حتی وب انگلیسی وجود دارد. شاید تصور این است که وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ مسئلهای مشخص است و نیازمند توضیحات بیشتر نیست. از سویی منابع مختلف در این زمینه بیشتر روی وظایف متخصص دیجیتال مارکتینگ تمرکز کردهاند.
اما همانطور که در بخش قبلی گفتم، بسیار مهم است که صاحبان کسب و کار برای موفقیت در فرایند همکاری با یک آژانس بازاریابی دیجیتال، شناخت کافی از وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ همکار خود داشته باشند. در نتیجه توصیه میکنم که این بخش را با دقت بیشتری مطالعه کنید.
آژانسهای دیجیتال مارکتینگ معمولا وظایف متنوعی را برای خود تعریف میکنند. البته هر آژانسی بسته به تیمهای تخصصی خود و تواناییهای ویژه کارکنانش، در بعضی وظایف متخصصتر است.
در نتیجه این مسئله، آژانسهای تخصصی شکل گرفتهاند. مثلا آژانسهایی که روی یک یا چند خدمت خاص تمرکز میکنند، مانند آژانس تخصصی بازاریابی شبکههای اجتماعی که به صورت تخصصی فعالیتهای شما را در شبکههای اجتماعی مختلف، ترویج و تبلیغ میکند. طبیعتا بسته به نیازهای شما میتوان یک آژانس تخصصی یا یک آژانس کامل را برای برونسپاری وظایف انتخاب کرد.
اولین قدم در همکاری میان شما و یک آژانس بازاریابی دیجیتال، مطالعه کسب و کار شما و بازار هدف آن است. یک آژانس دیجیتال مارکتینگ خوب، پیش از هر فعالیتی میکوشد به شناخت درستی از کسب و کار شما و بازاری که در آن فعالید برسد.
البته اما و اگرهای فراوانی در این زمینه وجود دارد. مواردی مثل میزان پیچیدگی کسب و کار شما، میزان وضوح انتظارات شما از آژانس دیجیتال مارکتینگ، میزان بودجه در نظر گرفته شده برای این فعالیتها و… میتواند بر کیفیت و کمیت فعالیتهای این مرحله موثر باشد.
مثلا گاهی یک کسب و کار با خواستهای مبنی بر توسعه برند و تبلیغات آنلاین خود، به آژانس دیجیتال مارکتینگ ما یعنی نوین مارکتینگ مراجعه میکند. در این شرایط مطالعه بازار و کسب و کار یک کار جدی و زمانبر است.
اما گاهی یک کسب و کار با خواستهای مشخص و ساده، مثل کسب رتبه در یک کلمه کلیدی مشخص، یا طراحی سایت با ویژگیهای از پیش تعریف شده، یا تولید میزان مشخصی محتوا در موضوعی از پیش تعریف شده، به سراغ ما میآید. در این شرایط معمولا مسئله مطالعه بازار و کسب و کار، اگرچه بیاهمیت نیست، اما اهمیت بسیار کمتری دارد.
در نهایت فراموش نکنید که در صورت انجام چنین مطالعهای روی کسب و کار شما، حتما نسخه مکتوب آن را دریافت کنید و با بررسی آن در صورت وجود تناقض با کسب و کارتان، مراتب را به آژانس مذکور اطلاع دهید.
طبیعتا این بخش نیز به فراخور بخش قبلی میتواند پیچیده و یا ساده باشد. اما به هر حال چه برای خواستهای ساده مثل سئوی یک کلمه کلیدی خاص، یا خواستهای پیچیده، این بخش از وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ قابل حذف نیست. در واقع یک استراتژی خوب تفاوت بین شکست و موفقیت را پدید میآورد.
در نتیجه وجود یک استراتژیست خوب، میتواند نقش بسزایی در موفقیت فعالیتهای آژانس بازاریابی دیجیتال داشته باشد. یک استراتژی مشخص باید بتواند به سوالات زیر پاسخ دهد:
در نهایت این استراتژی توسط مدیر اجرایی پروژه شما اجرا میشود. در پروسه اجرا، آژانس دیجیتال مارکتینگ ممکن است هریک از فعالیتهای زیر را به عنوان بخشی از وظایف مورد نیاز برای یک پروژه انجام دهد.
سایت و اپلیکیشن نقطه اتصال کسب و کار شما با فضای آنلاین و نقطه آغاز سایر فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ است. به زبان ساده تا چیزی برای معرفی نباشد، فعالیتهای بازاریابی بیمعنی خواهد بود.
وجود یک تیم تخصصی شامل طراح رابط کاربری (UI designer)، توسعهدهنده سمت کاربر (Frontend developer) و توسعهدهنده سمت سرور (Backend developer)، حداقل نیازمندیهای در این زمینه است.
به تجربه دریافتهام که پس از تخصص کافی، مهمترین فاکتور یک تیم طراحی سایت و اپلیکیشن، صداقت است. در موارد زیادی دیدهام که طراحان سایت و اپلیکیشن، بر خلاف نیازهای واقعی کارفرما و تنها بر اساس منافع شخصی خود پیشنهاد ارائه میکنند.
با اطمینان بالایی میتوان گفت بیش از 80 درصد کسب و کارها، برای طراحی سایت خود میتوانند با هزینههایی کمتر، از سیستمهای مدیریت محتوای (CMS) آماده استفاده کنند و با این سیستمها همه نیازهای خود را پوشش دهند.
در نتیجه افتادن در چاه هزینههای بالای طراحیهای اختصاصی (مگر در شرایط و نیازهای خاص پروژههای بزرگ) موضوعی است که در این مرحله باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. در پروژههای بزرگ هم با قاطعیت تمام میگویم که طراحیهای اختصاصی چندان آش دهان سوزی نیستند.
سالها پیش بیل گیتس در کتاب کسب و کار بر بال اندیشه گفت: محتوا پادشاه است! و امروز این پادشاهی بسیار شوکتمندتر از سابق است.
حقیقت این است که این جمله، یک جمله تبلیغاتی نیست؛ بلکه نشات گرفته از واقعیت امر محتواست. شاید بهتر باشد بگویم جهان آفرینش بر پایههای محتوا بنا شده است. آنوقت سادهتر میتوان به اهمیت محتوا پیبرد.
محتوا مانند خون در رگها، در همهجا جاری است. هرچیزی که مفهومی دارد، یعنی محتوایی دارد. در فضای وب نیز این قاعده برقرار است. تصاویر، ویدئوها، متون، فایلهای صوتی و… همگی اشکالی از محتوا هستند. واقعا اگر محتوا نبود جهان از معنی تهی میشد.
در نتیجه یکی از وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ که اهمیت بسیاری دارد، تولید محتوای با کیفیت و متناسب با کسب و کار شماست. در این زمینه آژانس بازاریابی دیجیتال نیازمند متخصصانی برای تولید محتوا است که علاوه بر درک عمیق محتوای مناسب و قابل انتشار در فضای وب، ذهنی خلاق و دستی توانمند برای نگارش داشته باشد. تسلط بر اصول نگارش و درستنویسی نیز سادهترین مسئلهای است که متخصصان تولید محتوا باید به آن اشراف داشته باشند.
در این زمینه بررسی فعالیتهای پیشین آژانسهای دیجیتال مارکتینگ و سایت و شبکههای اجتماعی خود همان آژانس مانند سایت نوین مارکتینگ ، میتواند بر اطمینان شما از بالا بودن کیفیت محتوای تولید بیفزاید.
از دیگر وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ سئو یا همان بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو است. بهترین سایتها به همراه جذابترین محتواها؛ دیده نخواهند شد مگر اینکه در نتایج جستجوی گوگل در جایگاه مناسبی قرار گیرند.
سئو مجموعهای از دانشهاست که موجب بهبود رتبه صفحات وبسایت شما در نتایج جستجوی مرتبط میشود. سئو در واقع دانشی میانرشتهای است، از سویی ارتباط تنگاتنگی با محتوا و از سوی دیگر ارتباط موثری با طراحی سایت دارد. در نتیجه یک متخصص سئو علاوه بر دانش سئو، نیازمند اطلاعات کافی در زمینه تولید محتوا و طراحی سایت است.
معمولا سئو پای ثابت وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ است. برای یافتن یک آژانس بازاریابی دیجیتال خوب در زمینه سئو، بهترین کار بررسی پروژههای قبلی و نتایج حاصل شده از آنهاست. البته در این بررسی نیز، بهترین شیوه سوال کردن از مشتریان قبلی است.
همین طور جستجو در بخش privet مرورگر اینترنتتان هم هیچ وقت به شما دروغ نمیگوید. کافی است کلمه کلید پروژههای کار شده را از آژانس دیجیتال مارکتینگ مدنظرتان بپرسید. ولی از من میشنوید در مذاکرات خود بگذارید مدیر آژانس دیجیتال مارکتینگ چند کلمه کلیدی را که به صفحه اول گوگل رسانده، به شما نشان دهد.
تبلیغات آنلاین در واقع بخش کوچک اما بسیار موثر بازاریابی دیجیتال است. تبلیغات آنلاین با اهداف مشخصی مثل برندسازی یا فروش محصول و خدمت انجام میشود. یکی از وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ توانایی مدیریت تبلیغات آنلاین در رسانههای مختلف دیجیتال و کسب بهترین نتایج از آن است.
از آنجا که بزرگترین کارگزار تبلیغات آنلاین جهان، موتور جستجوی گوگل است. یک شرکت دیجیتال مارکتینگ موفق، شرکتی است که به خوبی با اصول تبلیغات در گوگل یا همان Google AdWords آشنایی داشته باشد. همچنین وجود متخصصانی با توانایی بررسی بازخوردهای تبلیغات آنلاین و بهبود ROI در تیم تبلیغات آنلاین آژانسهای دیجیتال مارکتینگ، مسئله مهمی است.
ROI واژهای بر گرفته از عبارت Return on investment به معنای نرخ بازگشت سرمایه یا بازده سرمایه است. در واقع یک تیم متخصص در تبلیغات آنلاین باید بتواند تا حد ممکن استراتژیهای تبلیغات آنلاین را برای مشتریان خود بهینه کرده؛ تا مشتریان به بیشترین ROI ممکن از تبلیغات آنلاین برسند.
در نهایت فراموش نکنید که تبلیغات آنلاین تنها مختص به گوگل نیست. بخصوص در فضای وب فارسی این مسئله کمی پررنگتر است و رسانههای متنوع برای تبلیغات آنلاین در دسترس شما قرار دارد.
در نهایت از آخرین وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ باید به بازاریابی شبکههای اجتماعی اشاره کرد. این روزها افراد جامعه زمان زیادی را در شبکههای اجتماعی میگذرانند و در نتیجه این شبکهها، زمینی حاصلخیز برای رویاندن مشتریان وفادار برای شمایند.
متخصصان بازاریابی در شبکههای اجتماعی باید تسلط کافی بر شبکههای اجتماعی پرطرفردار داشته باشند. این افراد همچنین باید شناخت خوبی از انواع رسانههای اجتماعی و کارکرد و ویژگیهای هریک از آنها برای کسب و کارهای مختلف داشته باشند.
متخصصان شبکههای اجتماعی باید به خوبی بتوانند با کاربران این رسانهها ارتباط برقرار کنند و فضای رسانهای مثبتی را برای کسب و کار شما فراهم آورند.
همچنین آشنایی با روشها و اصول افزایش طرفداران (follower) در شبکههای اجتماعی مختلف، یکی از تخصصهایی است که باید توسط آژانس بازاریابی دیجیتال شما به اثبات رسیده باشد.
در نهایت امیدوارم توانسته باشم تا حدودی وظایف آژانس دیجیتال مارکتینگ را تعریف کنم؛ و این مقاله راهنمای خوبی برای انتخاب یک آژانس دیجیتال مارکتینگ خوب باشد.
اگر هنوز آژانسی را نیافته اید که همه این خدمات بسیار مهم را به برای شما فراهم آورد چندان وقت خود را هدر ندهید و با نوین مارکتینگتماس بگیرید.
همچنین خوشحال میشوم تجربه شما را از همکاری با آژانسهای دیجیتال مارکتینگ و برونسپاری فعالیتهای دیجیتال بدانم.
اگر در دنیای سئو مشغول فعالیت هستید؛ حتما مزایا و ضرورت استفاده از سرویسهای آنلاین برای بررسی فاکتورهای مختلف مرتبط با سئوی سایت را میدانید. در این زمینه نیز سرویسهای متعددی به وجود آمدهاند. در این مقاله میخواهیم یکی از بهترین و مطرحترین سرویسهای مرتبط با بررسی سئوی سایت را به شما معرفی میکنیم. ابزارهای Ahrefs سرویسی است که علیرغم هزینه بالا، به دلیل اطلاعات دقیق و ازشمندی که ارائه میدهد؛ به شدت ارزش امتحان کردن دارد. ناگفته نماند که ما نیز در دپارتمان سئوی نوین مارکتینگ، از این ابزار برای تحلیل دادههای وبسایت مشتریان خود استفاده میکنیم.
وبسایت Ahrefs جایی است که شما میتوانید خدمات این سرویس را مشاهده کنید. البته برای استفاده از آنها باید در این سایت ثبتنام کنید.
به زبان ساده ابزارهای Ahrefs سرویسی برای رشد جستجوی ترافیک شما از طریق بررسی وضعیت سئوی وبسایت شما و رقبایتان است. با استفاده از ابزارهای Ahrefs میتوانید رشد ترافیک، لینکهای دریافتی و… وبسایت خود را به دقت بررسی کنید. این سرویس به شما کمک میکند تا کشف کنید که چرا رقبای شما در رتبه بهتری از شما قرار دارند؛ و راه حل پیشی گرفتن از آنها چیست.
Ahrefs شش ابزار اصلی دارد که در این مقاله به معرفی امکانات و روش کار آنها میپردازیم.
این ابزار بخشی از ابزار Site Explore است؛ که به شما اجازه میدهد به بررسی وضعیت ترافیک وبسایت (به تفکیک ترافیک طبیعی و ترافیک دریافتی از تبلیغات در گوگل) و بکلینکهای خارجی آن بپردازید. از این ابزار میتوان برای سایت خود و سایتهای رقبا استفاده کنید.
ابزار تحلیل ترافیک وبسایت کمک میکند تا بدانید سایت شما و رقبایتان چقدر بازدید دارید.
همچنین ابزار بررسی بکلینکهای خارجی کمک میکند تا لینکهای دریافتی سایت خود و رقبا را به دقت بررسی کنید. این ابزار اطلاعات زیادی در اختیار شما قرار میدهد. از جمله این اطلاعات میتوان به آدرس صفحه دریافت لینک، فالو یا نوفالو بودن، کلمه کلیدی، نوع و کیفیت بکلینک اشاره کرد.
در عمل این ابزار علاوه بر مزایای مختلفی که دارد؛ امکان بسیار خوبی برای پیدا کردن بهترین صفحات وب برای ساخت بکلینک است.
سادهترین ویژگی این ابزار آن است که به شما اجازه میدهد وضعیت رتبهبندی یکی کلمه کلیدی را از نظر سختی و آسانی بررسی کنید. فاکتورهای مختلفی در این بخش مطرح میشود که به شما کمک میکند بدانید یک کلمه کلیدی چقدر جستجو میشود، چه رقبایی نتایج ابتدایی جستجو را به خود اختصاص دادهاند و سختی رسیدن به رتبههای برتر جستجو چقدر است.
جالب است بدانید که پایگاههای داده ابزارهای Ahrefs بیش از 3 میلیارد کلمه کلیدی را مورد بررسی قرار دادهاند و این پایگاه داده را به طور مرتب آپدیت میکنند. در نتیجه اطلاعات جامعی از آن کلمه کلیدی را در اختیار شما قرار میدهند. همچنین یکی از ویژگیهای مفید این سرویس این است که با توجه به پایگاه داده گسترده خود، پیشنهادات مرتبط جالبی را با توجه به کلمه کلیدی مدنظر شما ارائه میدهد. پیشنهادی که میتواند در تصمیمگیری برای انتخاب بهترین کلمات کلیدی بسیار موثر باشد.
این ابزار میتواند روندهای جستجو را در بازههای زمانی مختلف به شما نشان دهد. این ویژگی دیدگاهی عالی در مورد رفتار جستجوگرها به شما ارائه میدهد. همچنین Ahrefs شاید تنها ابزاری باشد که میزان کلیک روی هر نتیجه، نرخ بازگشت کاربر و جستجوی دوباره آن کلمه کلیدی و مواردی از این دست را نیز به شما ارائه میدهد.
دیگر امکان مفید این ابزار توانایی بررسی رتبه صفحات وبسایت شما و رقبایتان در کلمات کلیدی مد نظر است. این امکان یک ویژگی عالی دارد که میتواند تاریخچه رتبه را نیز در نتایج جستجو نمایش دهد.
در نهایت در این بخش میتوانید تاریخچه جستجوهای خود برای سنجش کلمات کلیدی را نیز ذخیره کنید.
این ابزار نیز بخشی از ابزار Site Explore است؛ که به شما کمک میکند لینکهای دریافتی خود و رقبایتان را به دقت بررسی کنید. در واقع این ابزار بخشی از ابزار تحلیل رقبا است که به صورت تخصصی به بررسی موضوع بکلینکهای دریافتی میپردازد.
جالب است بدانید که سرویس Ahrefs طی هر 24 ساعت حدود 4 میلیارد صفحه وب را بررسی میکند؛ تا بتواند اطلاعات خود را هر 15 دقیقه یک بار بهروز کند. این کار عظیم با داشتن بیش از 38 هزار هسته سی پی یو در هزاران سرور این سرویس، فراهم شده است.
پیشنهاد میکنم هر آدرس اینترنتی را که مهم است به این ابزار بسپارید و تمام پیوندهای آنرا به همراه اکثر معیارهای مهم سئو درباره آن دریافت کنید.
گزارشهای پیشرفته این بخش، از جمله تقسیمبندی لینکهای دریافتی به گروههای مختلف بر اساس ویژگیهای مختلف و استفاده از فیلترهای دستی به شما اجازه میدهد اطلاعات عمیقتری درباره این پیوندها به دست آورید.
ابزار بررسی محتوای Ahrefs به شما کمک میکند محتواهای با کیفیت را برای یکی کلمه کلیدی مشخص پیدا کنید. این ابزار با استفاده از میزان اشتراکگذاری یک محتوا در شبکههای اجتماعی، میزان لینکهای دریافتی و میزان دریافت کلیک از جستجوی ارگانیک، به ردهبندی انواع محتوا میپردازد.
در واقع این ابزار یک ابزار ویژه برای مدیران، تولیدکنندگان و بازاریابان محتواست. این ابزار به آنها کمک میکند که بدانند چه محتواهایی در یک موضوع خاص، نزد کاربران محبوبتر هستند. این محبوبیت همانطور که گفته شد بر اساس میزان مورد توجه قرار گرفتن محتوا در شبکههای اجتماعی مختلف و میزان لینک دریافتی از سایتهای دیگر بررسی میشود.
به هر حال یک نویسنده حرفهای به خوبی میداند که مشاهده و بررسی بهترین مقالات در یک موضوع خاص، چقدر میتواند در نوشتن یک متن جدید درباره آن موضوع کمککننده باشد.
این ابزار قدیمیترین ابزار وبسایت Ahrefs است که در طول زمان تکامل یافته است. از این رو از بخشهای ریز و درشت بسیاری برخوردار است. اما به زبان ساده وظیفه این ابزار نظارت بر رتبهبندیهای سایت شما در طول دورههای زمانی مختلف و مقایسه عملکرد شما با رقبا است.
این ابزار رتبهبندیهای شما را در گوگل به طور مرتب بررسی کرده و گزارشهای تحلیلی و منظم را به ایمیل شما ارسال میکند.
ارائه رتبه شما در کلمات کلیدی مختلف بر اساس موبایل و دسکتاپ در بیش از 170 کشور، ویژگی خاصی است که فقط این سرویس در اختیار شما میگذارد.
در واقع این ابزار ارائهدهنده تجسمی دقیق از روند پیشرفت سئوی وبسایت شما خواهد بود. به کمک رابط گرافیکی این ابزار میتوانید به خوبی روند تغییرات در ترافیک، میانگین موقعیت کلمات کلیدی در نتایج جستجوی گوگل، Featured SERP سایت و تعداد و وضعیت هرکدام و… را به خوبی در طول زمان بررسی کنید.
یکی از ویژگیهای جالب این ابزار تقسیمبندی و توزیع موقعیت صفحات شما در نتایج جستجوی گوگل است. این تحلیل به شما میگوید چند درصد از صفحات شما در رتبههای 1 تا 3، چند درصد در رتبههای 4 تا 10، 11 تا 50 و 51 تا 100 است.
در این ابزار Ahrefs میتوانید به طور اختصاصی برای هر کلمه کلیدی خاص به بررسی میزان ترافیک و جزئیات آن بپردازید.
همچنین اگر وبسایت شما دارای Featured SERP باشد، میتوانید آمار ترافیک و جزئیات آن را برای 13 ویژگی زیر نیز دریافت کنید (منظور از Featured SERP نمایش نتایج به شکلی ویژه و متفاوت با شکل نمایش نتایج به صورت سنتی در گوگل است.):
با استفاده از این ویژگی و در صورت استفاده از این شکل کدها برای نمایش ویژه نتایج وبسایت خود در گوگل، میتوانید تحلیلهای مختلفی را از عملکرد هرکدام از آنها از نظر میزان ترافیک و… به دست آورید.
ویژگی دیگر ابزار بررسی رتبه سایتها در Ahrefs توانایی مقایسه 5 سایت از رقبا است. Ahrefs در سه حوزه کلیدی رتبهبندی پیشرفت، میزان ترافیک جستجو و Featured SERP ها، گزارشهای خوبی از مقایسه شما با رقبایتان تولید میکند.
این ابزار آخرین سرویس از مجموعه ابزارهای Ahrefs است؛ و همانطور که از نامش پیداست ابزاری برای اعلام هشدار بر اساس تغییرات رخ داده روی لینکهای خارجی سایت شما است.
هر زمانی که شما یا رقبای شما یک لینک جدید دریافت کرده یا یک لینک شما شکسته میشود؛ ایمیل هشدار دریافت میکنید. این روش یک راه عالی برای پیگیری بکلینکهای ساخته شده و دریافتی است؛ که طی مرور زمان دچار مشکل نشوند.
در این قسمت همچنین میتوانید برای موارد دیگری مثل منشنهایی که در سایت شما و رقبا به یک کلمه کلیدی زده میشود؛ زنگ هشدار تعریف کنید.
استفاده از سرویسهایی مشابه Ahrefs با توجه به قیمت برابری دلار و ریال هزینههای زیادی دارد. در نتیجه بسیاری از مدیران سایتها را از خود فراری میدهد. هرچند اگر یک بار تجربه استفاده از آنها را داشته باشید؛ به ارزشمندی شگفتانگیز آن پی میبرید.
آشنایی با این ابزار و سایر ابزارهای مشابه کمک میکند دید بهتری به موضوعات پر اهمیت سئو داشته باشید. سئو اگرچه فرآیندی نسبتا ساده است؛ اما نیازمند نظمی مثال زدنی و توانایی تفکر همهجانبه است. از این رو در پروژههای بزرگ و حساس، کنترل همه موارد از عهده نیروی انسانی خارج است. اینجاست که سرویسهای مبتنی بر سئو قدرت خود را نشان میدهند.
ما در نوین مارکتینگ از سرویسهای آنلاین متعددی برای بهبود فرآیند سئوی وبسایت مشتریان خود استفاده میکنیم؛ که یکی از آنها را نیز در این مقاله به شما معرفی کردیم.
تلاش من بر این است که سایر سرویسهای بینالمللی و مطرح در زمینه دیجیتال مارکتینگ و سئو را به مرور به شما معرفی کنم. خوشحال میشوم اگر تجربه استفاده از Ahrefs و سایر سرویسهای سئو را داشتهاید؛ تجربه خود را با ما در میان بگذارید.
همیشه گفتهایم و این بار هم میگوییم که امتیاز کیفیت گوگل بسیار حائز اهمیت است. این امتیاز باعث کاهش هزینههای شما به ازای هر کلیک میشود. هزینههای شما را به ازای هر عمل کاربر کاهش میدهد.
رتبه تبلیغ در گوگل شما را بهبود میبخشد و به طور خلاصه امتیاز کیفیت بالا، همبستگی زیادی با موفقیت حساب کاربری شما دارد. پس با بررسی این ترفند گوگل ادوردز همراه ما باشید.
به جای اینکه یک لیست معمولی از نکات را ارائه دهیم، بیایید یک نگاه دقیق به یک حساب کاربری گوگل ادوردز واقعی داشته باشیم که نمرات فوق العاده با کیفیتی بدست آورده است و بررسی کنیم که چگونه به این جایگاه دست یافته است.
حساب کاربری که میخواهیم آن را بررسی کنیم متعلق به یکی از مشتریان است که یک شرکت تجاری کوچک در صنعت بیمه است. با وجود این که این شرکت دارای رقبای سرسختی در گوگل ادوردز است، از طریق کمپینهای گوگل ادوردز خود، به سطح بسیار خوبی رسیده است. در واقع این شرکت به طور متوسط امتیاز کیفت خوبی با ضریب 8.8 را دارد که نزدیک به بهترین امتیازی است که تا به حال دیدهام.
اما آنها چگونه این کار را انجام دادهاند؟
ما از سطحبندی عملکرد گوگل ادوردز استفاده کردیم تا درک بهتری از عملکرد این آگهیدهنده داشته باشیم. با استفاده از این گزارش، ما چهار ویژگی کلیدی را شناسایی کردیم که در دستیابی به میانگین امتیاز کیفیت 8.8 تاثیرگذار بوده است.
به لحاظ تئوریک، عوامل زیادی در امتیازدهی کیفی گوگل نقش دارند، اما مهمترین عامل در نرخ کلیک (CTR) نرمال شده است که عملکرد این تبلیغکننده، در نمودار زیر آورده شده است:
خط کوچک زرد رنگ، منحنی معمولی را نشان میدهد که میزان CTR را در مقابل موقعیت متوسط ??مشخص میکند. نرخ کلیک این حساب کاربری بسیار بالاتر از حد متوسط ??است. آنها به طور متوسط نرخ کلیکی معادل 14.06 درصد دریافت کردهاند. در حالی که نرخ 2 درصد معمولا میزان متوسط خوبی برای یک نرخ کلیک مناسب در PPC است. اما آنها چگونه توانستهاند به نرخ کلیک 14 درصدی در یک موقعیت تبلیغاتی با نرخ کلیک متوسط ??2.88 درصد برسند؟
بیشتر کلمات کلیدی با CTR های 30، 40، 50 و حتی 70 درصد کلمات کلیدی مرتبط به برندهای معتبر هستند که به طور کلی CTR های بسیار بالا دارند. اما بقیه کلمات کلیدی متعلق به یک برند نیستند. با این وجود جالب است بدانید که حتی کلماتی با CTR صفر درصد وجود دارند که امتیاز کیفیت عالی 10 دارند. این مسئله به این دلیل است که CTR بالای یک کلمه کلیدی، اثر مثبتی بر امتیاز کیفیت تمام کلمات کلیدی یک حساب کاربری گوگل ادوردز دارد.
من این مورد را در حسابهای کاربری زیادی دیدهام و به همین دلیل است که همیشه توصیه میکنم حداقل 15 درصد از بودجهPPC خود را به کلمات کلیدی مرتبط با برندها اختصاص دهید.
اما در مورد بقیه کلمات کلیدی در حساب کاربری چه نظری دارید؟
کلمات کلیدی رقابتی تنها برای سئو و رتبه گرفتن در نتایج جستجوی ارگانیک مشکل نیستند؛ آنها همچنین در زمینه PPC نیز کلماتی سخت محسوب میشوند. به خصوص در صنایعی مانند بیمه (این صنعت در امریکا بسیار رقابتی است). بنابراین اگر شما به دنبال CTR های بالایید، باید کمی در انتخاب کلمات کلیدی خود سختگیر باشید. همانطور که میبینید، این آگهی دهنده درصد بالایی از کلمات کلیدی خود را به کلمات کلیدی طولانی اختصاص داده است.
کلمات کلیدی طولانی عموما موثرتر هستند زیرا آنها:
همانطور که گفتیم این آگهیدهنده عمدتا از کلمات کلیدی طولانی استفاده میکند. به طوری که فقط 1 درصد اصطلاحات آن تک کلمهای هستند. این ویژگی به احتمال زیاد بخش بزرگی از دلایل موفقیت این حساب کاربری در کسب CTR بیشتر ??و امتیاز کیفیت بالاتر است.
همراه با انتخاب کلمات کلیدی مناسب، بهبود CTR شما هم گام بزرگی از بهینهسازی تبلیغات شما است؛ که با استفاده از روشهایی مانند AB testing (تست A/B)، درج کلمات کلیدی پویا و به طور کلی تکنیکهای تبلیغاتی کپی رایتینگ برای ایجاد تمایز بین شما و رقبایتان ممکن میشود.
یکی از راههای اطمینان از اینکه تبلیغات شما هدفمند است، این است که بیشتر از متن استفاده کنید. حسابهای کاربری گوگل ادوردز کسب و کارهای کوچک، اغلب دارای متنهای تبلیغاتی کوتاهاند. اضافه کردن متنهای تبلیغاتی بیشتر فرصتهای بیشتری را به شما میدهد تا به جستجوگران ثابت کنید که شما دقیقا همان چیزی هستید، که آنها به دنبالش میگردند.
آگهیدهنده مورد بررسی ما، تقریبا 100 متن تبلیغاتی فعال داشت؛ که برای یک حساب کاربری در این اندازه بسیار زیاد است (مقدار میانگین نشان داده شده با نوار زرد چیزی در حدود 50 است.).
اگر معیار بهتری برای پیشبینی موفقیت در گوگل ادوردز در مقایسه با امتیاز کیفیت وجود داشته باشد، این معیار فعالیتهای حساب کاربری خواهد بود. اکثر حسابهای کاربری تجاری کوچک اغلب به یک دلیل ساده با مشکل مواجه میشوند که آن هم کمکاری مدیر PPC است.
نظرسنجی زیر را درباره میزان فعالیت مدیران PPC ببینید:
اما دادهها نتایج دیگری را نشان میدهند. با توجه به تجربه من:
اما کسب و کاری که در حال بررسی آن هستیم، در حال ورود منظم به حساب کاربری و بهبود فضای آن است:
این آگهی دهنده در یک دوره 90 روزه به طور منظم بر روی بهینه سازی حساب کاربری خود کار میکند. این یک عامل کلیدی برای کسب امتیاز کیفیت بالا و کسب نتایج جاری است.
شما با همکاری با یک همکار پریمیر گوگل همیشه و هر روز یک نفر را برای بهبود امتیاز کیفیت حساب ادوردز خود دارید.
با مرور تاریخچه تغییرات این حساب کاربری، میتوانیم متوجه شویم که مالک آن در طی 30 روز گذشته کارهای زیادی از جمله موارد زیر را انجام داده است:
این بهروزرسانیها فقط یک بار انجام نشده است. شما میتوانید در یک دوره 90 روزه مشاهده کنید که این آگهیدهنده به طور مداوم مشغول بهینه سازی حساب کاربری خود بوده است. این یک عامل کلیدی برای کسب امتیاز کیفیت بالا و کسب نتایج جاری است.
مشاهده کردیم که این حساب کاربری بر روی کاغذ عالی به نظر میرسد. اما مزایای واقعی یک کسب و کار از چنین امتیاز کیفیت بالایی چیست؟ جالب است بدانید که این آگهیدهنده خاص، قبلا در حدود هزار دلار در ماه برای PPC هزینه میکرد و در حال حاضر برای به دست آوردن همان مقدار کلیک ورودی، تقریبا نیمی از آن را هزینه میکند. به عبارتی هزینه تبلیغات کلیکی گوگل برای این شرکت، تقریبا نصف میانگین هزینه این تبلیغات در صنعت مدنظر شده است و اگر کمی اهل حساب و کتاب باشید، این نکته امتیازی بسیار تاثیرگذار و شگفت انگیز است.
اگر امتیازهای کیفی شما در این حد بالا نیست (عجیب است که چرا اینگونه نیست)، به راحتی میتوانید دلیل آن را متوجه شوید. حساب کاربری خود را دوباره بررسی کنید و متوجه شوید که در کدامیک از این بخشها دچار افت شدهاید و بر روی آن کار کنید.
همچنین این وظیفه را میتوانید به متخصصان تبلیغات در گوگل شرکت نوین مارکتینگ بسپارید تا با خیالی آسوده به حداکثر امتیاز کیفیت در کمپینهای PPC خود برسید.
پس از بررسی تعدادی از تحلیلگران جستوجوهای انجام شده در سایت WordStream ، نتیجه میگیرم که: تبلیغات کلیکی واقعا خسته کنندهاند! از دوستان نزدیکم درخواست کردم که جستوجوهای انجام شده را در چند کلمه توصیف کنند. جوابهای آنها شامل این موارد بود: مرتبط با دنیای واقعی به جای دنیای مجازی
بی محتوا
خشک و رسمی
بازی با اعداد
خسته کننده
خفه کننده
نباید تبلیغات اینگونه باشند. بسیاری از متخصصان به این حوزه علاقهمندند زیرا در آن عملیات به نتیجه مطلوب منجر میشود. این موضوع مرتبط با کمیت است. ما بهعنوان متخصصان تبلیغات کلیکی، معمولا برروی عقیدهها و احساسات، پیشنهادات، تبدیلها و میزان افتوخیز تمرکز میکنیم. اصولا فراموش میکنیم که ارتباط قوی و سودمندی با نیمکره راست مغزمان برقرار کنیم بخشی که به بینش و فراست، احساسات و ذهنیت ما را میسازد و در عوض خودمان را به نیمکره چپ مغز محدود کردهایم بخشی که منطق، تجزیه و تحلیل و استدلالهای ما را میسازد. اما موضوع غافلگیر کننده این است که تبلیغات کلیکی ما بهطور گستردهای از تبلیغات تاثیرگذار برروی احساسات بهره میبرند.
چه اتفاقی رخ میدهد اگر راه کاملا متفاوتی را برای دسترسی به تبلیغات کلیکی اعمال کنیم و متوجه شویم که احساسات جستوجو کنندگان را به وجد میآورد یا نه؟ آیا شما ترجیح میدهید که بر روی تبلیغی کلیک کنید که خندهدار باشد و یا دست کم شما را غافلگیر کند؟ یا تبلیغی که از نظر احساسی خشم شما را تحریک کند؟
شما تا به حال به سراغ اطلاعات داخلی صدها حساب کاربری مشتریان رفتهاید و سعی کردهاید ۴ احساس کلیدی و مهم که به طور خاصی در کلیکها و تبدیلها کارایی دارند را پیدا کنید؟ طی چند ماه اخیر نمونهای از آگهیها در بخشهای مختلف و صنایع گوناگون را بررسی کردم که از ۴ احساس به طور پیوسته استفاده کردهاند گستره استفاده کنندگان از این 4 احساس از تمرینات پزشکی بود تا خرده فروشی آنلاین لباس و وکلای شکایات حقوقی. من طی این بررسیها توانستم از میان آگهیها امیال و گرایشهای واضحی را استخراج کنم.
در این مقاله برای شما میگویم که چرا و چگونه ۴ حس: خشم، نفرت ، صراحت و ترس به خوبی میتوانند برای تبلیغات کلیکی نتیجه بخش باشند. در واقع به بهترین شکل در تبلیغات کاربرد دارند و میتوان بسیاری از مثالهای زندگی واقعی را در آنها دید. قبل از ورود به این بخش هیجان انگیز اجازه دهید بگویم چرا به تبلیغات بر پایه احساسات نیاز دارید:
گوگل الگوریتم احمقانهای دارد بنام “امتیاز کیفیت”. طبق دانستههای قبلی، امتیاز کیفیت یک سری از ترکیب عملکرد قبلی شما در تبلیغات کلیکی گوگل، ارتباط نسخههای آگهی، کیفیت کلی حساب کاربری ادوردز شما، ارتباط صفحه فرود شما با کلمات آگهی، ارتباط کلمات کلیدی و کلیکها؛ را میسنجد. اما ما در این مقاله میخواهیم “ نرخ کلیک بر روی آگهی ” را بررسی کنیم زیرا این تنها عامل با نفوذی ست که میتواند هنگام تلاش برای ارتقا امتیاز کیفیت برروی آن تمرکز کنید.
[اگر می خواهید الگوریتم امتیاز کیفیت را به درستی بشناسید مقاله: امتیاز کیفیت در تبلیغات گوگل یا همان Quality Score چیست؟ را در سایت نوین مارکتینگ بخوانید.]
نرخ تبدیل در امتیاز کیفیت به ازای هر صعود و نزول، ۹ درصد بالا یا پایین میرود. پس قاعدتا اگر امتیاز کیفیت خوبی نداشته باشید، آگهیها در نتایج جستجوSERP) ( به مقدار زیادی ظاهر نخواهند شد. همچنین برای ثبت کلیکها به ارزانترین شکل ممکن، به امتیاز کیفیت یا همان QS (Quality Score) مطلوبی نیاز دارید. مثلا با داشتن درجه ۱۰ هزینهها به ازای هر کلیک، ۵۰ درصد نسبت به میانگین کاهش مییابد. اما با داشتن امتیاز کیفیت پایینتر برای هر کلیک حتی تا ۴۰۰ درصد بالاتر از حد معمول پرداخت کنید. بسیاری از مردم بر این باورند که درج لغات کلیدی بالقوه بهترین نوع آگهی ست. این یک فرضیه نادرست است. این نوع آگهی کاربرد دارد اما شما را جزو ۱درصد برتر قرار نمیدهد، یک درصدی که کاملا توجه مشتری را جلب میکند و بالاترین سطح CTR را دارد. اساسا تگ است که این ویژگی را دارد.
حال می خواهیم دریابیم که چرا به تبلیغات احساسی نیازمندیم و این تبلیغات موفق نرخ کلیک بر روی آگهی CTR بالاتری را به دنبال دارد که نتیجه آن، امتیاز کیفیت بالاتر و کلیکهای ارزانتر برای شماست.
کمی به علم بپردازیم. دو قسمت اصلی در مغز- بخش قدامی و سیستم حاشیه ای- وجود دارد که مسئول چگونگی کارهای ما هستند. بخش قدامی به رنگ صورتی در شکل نشان داده شده است. این همان “مغز منطقی” ماست که شامل دلایل، برنامه ریزی، نقش اجرایی، حرکت و حل مشکلات است. سیستم حاشیه ای همان “مغز احساسی” ماست که درک مستقیم، فردیت و احساسات جزو آن است.
بیایید درباره هر آگهی که فکر میکنید سرگرم کننده است فکر کنید. من به شخصه وسواس فکری خاصی به تبلیغات ماالشعیر بوتوستر Budweiser و توله سگها دارم. چرا؟ چون حیوانات را دوست دارم و در من ایجاد هیجان میکنند. آنها در محدوده کلی احساسات از ناراحتی گرفته تا ترس و خوشحالی را در تماشاگران ایجاد میکنند. من حتی ماءالشعیر بوتوستر را دوست ندارم اما همه احساس وابستگی عمیقی به این برند داریم زیرا تبلیغ کنندگان این محصول را به بهترین نحو ارائه کرده اند. این برند ماءالشعیر نمیفروشد بلکه توارد ذهنی که شما از نوشیدن دارید را تحت تاثیر قرار میدهد.
تنها بازرگانی تلویزیونی نیست که از احساسات استفاده بهینه میکند. تبلیغات احساسی قسمت برجسته و مهمی در تمامی انواع آگهیها است از اعلانات دیواری و ساختمانی تا رادیو و حتی دیجیتال مارکتینگ مانند بازاریابی محتوایی و رسانه های اجتماعی. اما تبلیغات کلیکی چنین قابلیتی ندارند!
اخیرا در گوگل”بیمه اتومبیل auto insurance”را جستوجو کردم و تبلیغات در تصویر بالا ظاهر شد. این تبلیغات افتضاحاند. همه آنها تکراریاند. برخی از عنوانهای آنها عبارتاند از: اعتبار مالی نامناسب پذیرفته میشود. هیچ سرمایهای نیاز نیست. همین امروز با ما تماس بگیرید.
گوگل به تبلیغ کنندگان همه راهکارهای قدیمی و بهترین تکنیکها برای طراحی نسخههای آگهی را ارائه میدهد که شامل: هزینهها، پیشنهاد ارتقا سطح، استفاده از تماس تلفنی برای راه اندازی و… . اما آگهی هیچ کسی نهایی و دائمی نمیشود! پس تبلیغات عامی را فراموش کنید و آگهی احساسی طراحی و مشتریان را جلب کنید.
در این قسمت گامهایی برای تبلیغات احساسی با بازدهی بالا مطرح شده که برای کارمندانم جمعآوری کردم:
گام اول: مشتری شما کیست؟ یک مادر کارمند است؟ یا یک ورزشکار یوگا؟ یا یک کودک پولدار و مرفه؟
گام دوم: چه اشخاصی مدنظرتان است که در ارتباط با بازارتان باشند؟ حاملان خبرهای ناخوشایند؟ قهرمانان یا شروران بالقوه؟ هنرپیشهها و نویسندگان نمایشنامههای کمدی؟ یا دوستان با تفکرات مثبت؟
گام سوم: تبلیغاتتان را از دیدگاه افراد انتخاب شده بهعنوان مشتری طراحی کنید.
برای کم کردن درد سرتان به سراغ چهار احساس اصلی و اساسی که برای مردم جذاب است میرویم.
بیایید یک آگهی از دیدگاه یک وکیل طلاق با استفاده از فرآیند مطلوب من طراحی کنیم. مشتری کیست؟ یک زن خشمگین. بر روی چه شخصیتهایی میخواهیم کار کنیم؟ قهرمان یا شرور بالقوه. در اینجا تبلیغی داریم که روی احساسات جستوجوکنندگان حساب کرده است: وکیل طلاق پایه یک ” آیا مورد تحقیر همسرتان قرار میگیرید؟ از این آدم ابله و سبک مغز طلاق بگیرید” DivorceYourHusband.com
این یک مثال در زندگی روزمره است. همه ما تبلیغی که روزانه در تلویزیون در برنامههای Jerry Springer و Judge Judy است را دیدهایم. فکر نمیکنم هیچ وقت آگهی صندوق سرمایه گذاری J.G Wentworth را فراموش کنم:
“این پول من است و آن را همین الان می خواهم! همین الان با 877 تماس بگیر .”
حالا من میخواهم این نوع شکل زبان را در آگهی برای ارباب رجوع خواستار وکیل امتحان کنم:
پول خود را در راستای شایستگی خود و خانواده سرمایه گذاری کنید.نه! این یک انتخاب نیست
IHaveBeenDenied.com .
این تبلیغ ۲۸ درصد رشد داشت!
آگهی احساسی که همکار من برای کنترل اضافه وزن کاربران مونث در شبکه طراحی کرده را بررسی میکنیم. او خواسته تا حس تنفر را برانگیزد پس از شخصیت کمدی استفاده کرده است:
“سایز مهم است!”
این تبلیغ هم خنده دار و هم بحث برانگیز است. این آگهی فقط به درد مردها میخورد و کارایی بالایی داشت. او در اینجا تبلیغ دیگری را برای همان مشتریان در راستای تبلیغ قبلی آزمایش میکند:
” راهکارهای اصولی کاهش وزن از جانب پزشکان متخصص” .
نرخ کلیک برروی آن آگهی که تنفر را تحریک کرده بود، ۴۷ درصد بیش از تبلیغ دیگر بود آگهی دوم خسته کننده و عامی بود نه چشمگیر. و آگهی اول توجه را به خود جلب می کرد.
طبق فرآیند من، یکی از تبلیغات خرده فروشی لباس برای سازهای بزرگ است. پس هدف بازار، خانمهایی با سایز بزرگاند. شخصیتی که من انتخاب کردم، دوست مثبت اندیش بود. در اینجا تبلیغی داریم که در حساب کاربری بارگذاری شد. این تبلیغ که بسیار عامی بود، تا حدودی تعداد کلیک کمی نداشت به همین دلیل دستخوش تغییر زیادی قرار نگرفت. سپس تصمیم گرفتم دوتا از تبلیغات را به همراه یک آگهی با نسخه اصلی همزمان اجرا کنم. یکی از آنها برروی چاپلوسی از کاربران تمرکز داشت. من تحت تاثیر این آگهی قرار گرفتم و خواستم که آن را ارتقا بدهم اما در واقع بازده چندانی نداشت چون از محصول اصلی که لباس بود دور شده بودیم. در این مرحله آگهی دیگری را به چرخه افزودم. تبلیغ سوم نسبت به سه تبلیغ قبلی پیروز شد. کلید موفقیت، تحت تاثیر قراردادن کاربران با چاپلوسی و ارتقا سطح جزئیات بود. اما هنوز هم میتوانیم با تخفیف گذاری حس مثبتی را به مشتریان القا کنیم.
من همکاری دارم که متخصص غربالگری سرطان سینه است. خواسته من موفقیت او بود نه برای پاداش خودم بلکه گاهی اوقات این مسئله برای خودم هم مهم است. تبلیغ او اینگونه بود:
“تشخیص زود هنگام سرطان سینه زندگی را نجات میدهد. همین امروز به نزدیکترین کلینیک مراجعه کنید.”
در این آگهی اجباری وجود ندارد زیرا همه ما بارها این جمله را شنیدهایم. هدف این تبلیغ ترساندن خانمها نیست چون کم کم کلیشهای میشود. حال به دو آگهی جدید توجه کنید که اولی بار مثبت و دومی بار منفی به همراه دارد:
۱.”با تشخیص زودهنگام ۱۰۰ درصد نجات پیدا میکنید. همین امروز برای ملاقات با پزشک با ما تماس بگیرید”
۲.” تنها ۱۵ درصد از زنان با تشخیص دیرهنگام، بیش از ۵سال زنده می مانند”
اولین تبلیغ اثر مثبتی در نحوه بیان داشت و از تبلیغ قبلی موثرتر بود اما هنوز ضعف داشت. در آگهی دومی فکر کردیم که چه کسی مشتری ست. احتمالا یک خانم ترسیده با چند فرزند و یک همسر و مسؤلیتهایش. این فرد در جستوجوی “علائم سرطان سینه” میگردد و فکر میکند که ممکن است سرطان داشته باشد. اینجا جایی بود که دریافتیم می توانیم او را جذب کنیم. شخصیتی که استفاده کردیم “حامل خبر ناگوار” بود که هیچ اثر مثبتی در آن دیده نمیشد.
این نوع مورد پسند عامه نیستام حائز اهمیت است و زنان را ملزم به انجام عمل غربالگری میکند. با آگاه کردن بانوان از این واقعیت، با قصد و غرض خواستیم حس ترس را برانگیزیم. در آخر آگهی با بار منفی در مقایسه با آگهی با بار مثبت، ۱۲۵ درصد بیشتر سبب مراجعه به پزشک شد. دیگر نکته قابل توجه این است که با آگهی منفی نسبت به مثبت، ۱۷۰درصد بیشتر تماس تلفنی داشتیم. این مسئله ما را به فکر فرو برد. خانمی که فکر میکند وضعیت ضروری دارد، احتمال بیشتری دارد که تماس بگیرد و وقت ویزیت بخواهد.
پس به عنوان یک جستوجوی موثر، بروید و تعدادی آگهی خلاقانه طراحی کنید. من به شما اطمینان میدهم که پس از گذشت چند ماه شاهد تغییر چشمگیری در عملکرد تبلیغاتتان خواهید بود. بخاطر داشته باشید تغییرات کوچک نتایج کوچکی درپیدارند و تغییرات بزرگ، نتایج بزرگ. اعمال تغییرات کوچکی مانند استفاده از کلمات کلیدی بالقوه، افزایش کمی در نرخ کلیکها به همراه دارد. طراحی تبلیغات احساسی جدیدی که به جستوجوگر حس خوبی بدهد، شما را به سمت تغییری بزرگ هدایت میکند!
تو همان متخصص دیوانه باش و احساسات مردم را تحت تاثیر قرار بده. از امتحان چیزهای بزرگ و احمقانه نترس. وقتی چیزی را پیدا کردی که نتیجه بخش بود، گویا طلا(چیز ارزشمندی) پیدا کردی!
لاری کیم همیشه از این مثال احمقانه استفاده می کند:” در انبوهی از الاغها، تو همان اسب تک شاخ باش.” من مثال بهتری طرح کردم: ” در انبوهی از بازیکنان خط حمله، تو همان رونالدو باش.”
گوگل از یک سیستم هوش مصنوعی به نام “RankBrain” برای کمک به مرتب سازی نتایج جستجوی خود، استفاده میکند. آیا شگفت زدهاید که این سیستم چگونه کار میکند و چگونه با سیستم رتبه بندی گوگل هماهنگ است؟ در اینجا همه چیزهایی که ما در مورد RankBrain , بهینه سازی سایت میدانیم را میخوانید.
اطلاعات این مقاله از سه منبع اصلی به دست آمده است و به مرور زمان به روز رسانی شدهاند که همراه با یادداشتهایی در مورد بهروزرسانی آنها ارائه میشود. این منابع عبارتند از:
RankBrain نام سیستم هوش مصنوعی گوگل در قالب یادگیری ماشین است؛ که برای کمک به پردازش نتایج جستجو استفاده میشود و توسط گزارشهای بلومبرگ و همچنین توسط شرکت گوگل تایید شده است.
یادگیری ماشین پدیدهای است که یک کامپیوتر به خود و نه توسط افراد دیگر یا برنامه ریزیهای دقیق، میآموزد که چگونه کارها را انجام دهد.
هوش مصنوعی واقعی، یا به اختصار AI، پدیدهای است که در آن کامپیوتر به اندازه یک فرد باهوش هوشمند میشود. به عبارت دیگر دستیابی به دانش از طریق آموزش و یا از طریق ایجاد ساختارهایی بر مبنای چیزی که میداند و ارتباطات جدید را بر اساس آن برقرار می کند.
البته AI واقعی فقط در رمانهای علمی تخیلی وجود دارد. در عمل، AI به سیستمهای کامپیوتری اشاره دارد که برای یادگیری و ایجاد ارتباطات استفاده میشوند.
یادگیری ماشین و هوش مصنوعی، به نظر نسبتا مترادفاند. شما ممکن است آنها را به جای یکدیگر استفاده کنید و یا میتوانید از زبان ماشین برای توصیف نوع روش هوش مصنوعی استفاده کنید.
خیر، RankBrain بخشی از الگوریتم کلی گوگل است. یک برنامه کامپیوتری که برای طبقهبندی میلیاردها صفحه و پیدا کردن صفحه مرتبط و متناسب با درخواست کاربر استفاده می شود.
، الگوریتم جستجوی گوگل مرغ مگس خوار ( Hummingbird ) نام دارد. برای چندین سال، الگوریتم کلی نام رسمی نداشت. اما در اواسط سال 2013، گوگل این الگوریتم را بازسازی کرد و نام آن را ( Hummingbird) گذاشت.
بنابراین RankBrain بخشی از الگوریتم جستجوی مرغ مگس خوار است؟
این درک ماست. مرغ مگس خوار الگوریتم جستجوی کلی است، درست مانند یک ماشین که موتوری در درون خود دارد. خود موتور ممکن است از قطعات مختلف ساخته شده باشد، مانند فیلتر روغن، پمپ سوخت، رادیاتور و غیره. به همین ترتیب، مرغ مگس خوار شامل بخشهای مختلفی است که RankBrain یکی از جدیدترین آنهاست.
به طور خاص، ما میدانیم RankBrain بخشی از الگوریتم کلی Hummingbird است، زیرا مقاله بلومبرگ روشن میکند که RankBrain تمام جستجوها را مدیریت نمیکند و فقط الگوریتم کلی قادر به انجام این کار است.
مرغ مگس خوار همچنین حاوی قسمت های دیگری است که سازگار با فضای SEO است، مانند پاندا Panda ، پنگوئن Penguin و دیگر الگوریتمهایی مانند روز پرداخت (Payday) که برای مبارزه با اسپم ساخته شده، کبوتر(Pigeon) که برای بهبود نتایج محلی مأموریت دارد، Top Heavy برای بارگذاری صفحات سنگین شامل تبلیغات زیاد عمل میکند، Mobile Friendly برای ایجاد صفحات موردپسند کاربر بر روی موبایل و Pirate (دزدان دریایی) برای مبارزه با نقض قانون کپی رایت طراحی شدهاند.
PageRank بخشی از الگوریتم کلی مرغ مگس خوار است که یک روش خاص برای ارائه اعتبار به صفحات بر اساس لینکهایی است که به صفحه اشاره دارد.
PageRank اولین نامی است که گوگل به یکی از بخشهای الگوریتم رتبهبندی خود در شروع به کار موتور جستجوی خود در سال 1998 داده است.
سیگنالها چیزهایی هستند که Google برای کمک به تعیین نحوه رتبه بندی صفحات وب استفاده میکند. به عنوان مثال، کلمات را در یک صفحه وب میخواند، بنابراین کلمات یک سیگنال هستند. اگر بعضی از کلمات با فونت درشت نوشته شده باشند، ممکن است سیگنال متفاوتی داشته باشند. محاسباتی که به عنوان بخشی از PageRank استفاده میشود، به آن صفحه یک امتیاز PageRank میدهد که باز هم یک سیگنال است. اگر یک صفحه سازگار با تلفن همراه باشد، یک سیگنال دیگری را ثبت میکند.
تمام این سیگنالها توسط بخشهای مختلف در الگوریتم مرغ مگس خوار پردازش میشوند تا شناسایی کنند کدام صفحات در نتیجه جستجوی شما پیدا شدهاند.
گوگل به طور مداوم بیش از 200 دسته بندی سیگنال عمده دارد که ممکن است تا 10،000 زیر مجموعه سیگنال داشته باشد. همانطور که در مقاله بلومبرگ نیز گفته شد، “صدها” عامل در آن مشارکت دارد.
این تفکر به نظر ما یک راهنمای مناسب است که به طور کلی نشان میدهد موتورهای جستجو مانند گوگل چگونه به رتبه بندی صفحات وب کمک میکنند.
درست است. طبق گفته گوگل این سومین عامل مهم برای رتبه بندی صفحات وب است. برگرفته شده از مقاله بلومبرگ:
RankBrain یکی از “صدها” سیگنالی است که در یک الگوریتم برای تعیین نتایج جستجوی گوگل و رتبه بندی آنها استفاده میشود. در چند ماه گذشته، RankBrain سومین عامل مهم برای کمک به دسته بندی نتایج جستجو بوده است.
در هنگام نگارش نخست این مقاله، گوگل در این باره چیزی نگفت. فرض ما این بود:
لینک مهم ترین سیگنال باقیمانده است و گوگل این لینکها را در قالب رای شمارش میکند. این همچنین یک سیستم به شدت سالخورده است که در لینکهای خود آنها را پوشش دادهام: سیستم شکست خورده “Ballet Box ” که توسط گوگل و بینگ در گذشته استفاده میشد.
به عنوان دومین سیگنال مهم، حدس میزنم که «کلمات» باشند، چرا که کلمات شامل همه چیز از کلمات موجود در صفحات وب گرفته تا آنالیز و تحلیل کلماتی که کاربران در نوار ابزار جستجو وارد در خارج از RankBrain وارد میکنند.[ البته این نظر نویسنده مقاله سرچ انجین لند است و شاید سئو کاران برجسته و متخصصان هوش مصنوعی نظر دیگری داشته باشند آن چیز که روشن است گوگل هنوز بر روی این دو بخش تأکید ویژهای دارد. ]
این کاملا درست بود. در مارس 2016، گوگل دو عامل اول را رونمایی کرد که شامل محتوا و لینکها بودند. اما بین دو عامل لینکها و محتوا گفته نشد کدام یک اول است.
با مکاتبه با گوگل، من متوجه شدم RankBrain عمدتا برای توصیف جستجوی کلمات استفاده میشود تا صفحاتی که دارای کلماتی هستند که به صورت دقیق در عبارات جستجو نوشته نشدهاند را پیدا کنند.
بله، گوگل صفحات فراتر از شرایط دقیق جستجو شده را برای مدتی طولانی پیدا میکرد. به عنوان مثال، سالها پیش، اگر شما چیزی شبیه “کفش” را وارد میکردید، ممکن بود گوگل صفحاتی را که کلمه “کفشها” در آن ذکر شده بود را پیدا نکند زیرا آنها از نظر فنی دو کلمه متفاوتاند. اما “ریشه یابی کلمات” گوگل را دقیقتر و هوشمندتر کرد تا آن را قادر سازد تفاوتی بین کفش و کفشها قائل نشود درست مانند “دویدن” که به نوعی مشتق شده از “بدو” است.
گوگل همچنین در مورد اصطلاحات مترادف نیز هوشمند شده است، بنابراین اگر شما “کفشهای کتانی” را جستجو کنید، ممکن است نتایجی در مورد “کفشهای دویدن” نیز برای شما نمایش داده شود. همچنین به لحاظ مفهومی نیز اصلاحاتی صورت گرفته است تا بین کمپانی اپل و میوه سیب نیز قادر به تمایز باشد.
نمودار دانش یا گراف دانش که در سال 2012 راه اندازی شد، راهی بود که گوگل را برای برقراری ارتباط بین کلمات هوشمندتر کرد. مهمتر از آن، گوگل همچنین یاد گرفته است بین رشتهها و عبارات تفکیک قائل شود.
رشتهها به معنی جستجو تمامی صفحاتی است که دارای کلمهای با املای درست مانند “اوباما” هستند. اما در مورد عبارات، با جستجوی کلمه “اوباما” گوگل متوجه میشود که احتمالا منظور شما “باراک اوباما” رئیس جمهور آمریکا است و یک فرد واقعی با ارتباط با اوباما، مکانها و چیزهای دیگر را به شما نمایش میدهد.
نمودار دانش پایگاهی از حقایق مربوط به جهان و روابط بین آنها است. به همین دلیل است که شما می توانید جملاتی مانند “همسر اوباما در چه زمانی متولد شد” را جستجو کنید و اطلاعاتی در مورد میشل اوباما، بدون حتی استفاده از نام او، کسب کنید.
این هفته برای برند شما عالی بوده است. یک پست در وبلاگ کار نشر محتوای شما را در رسانه های جمعی شروع کرد، یک پایگاه خبری تصاویری را نشان داد که می توانید قسم بخورید از ویدیوهای شما استفاده کردهاند و مدیر فروشتان شما را در مورد کپی گرفتن از ورقهای سفید به ستوه آورده است که تیم محتوایی تان دو سال قبل تولید کرده است. بله همه چیز درباره مدیریت محتوا است.
برای چک کردن اوضاع تمامی این موضوعات، ایمیلی را به تیم تولید محتوا خود ارسال میکنید و در مورد دسترسی به موجودی محتوای خود سوالاتی میپرسید – پیدا کردن اینها در سرور خودتان کمی مشکل به نظر می رسد. نیم ساعت بعد، دو جواب دریافت میکنید که به شما میگوید این موضوع در حال بررسی است، به همراه یک کپی از یک فایل Word که به نظر میرسد چندین ماه است بروزرسانی نشده، سپس یک گوگل شیت و در نهایت صفحه ای پشت و رو برای شما می فرستند؛ در عین حال متخصصین شما در تلاشاند تا بفهمند که کدام یکی از این مدارک معتبرترند. در این مدت زمان، ویبره گوشی تان به لرزه درمیآید و پیامی از مدیر فروش سمج خود دریافت می کنید که …
مدیریت محتوا برای بسیاری از تیمها یک مشکل بزرگ است. در چند سال گذشته، مسئولیتها و سرعت تیمهای محتوایی تا مقدار زیادی رشد کرده است، که میتواند به دنبال کردن مقدار محتوای بسیار بیشتری منتهی شود. اگر موجودی محتوا به درستی ساخته شود، میتواند کارهایی بسیار بیشتر از تسریع کار تیم محتوایی انجام دهد؛ همچنین این کار میتواند به عنوان منبعی عالی برای کل تیمتان تلقی شود تا همیشه توانایی استفاده از مطالبی را که منتشر کرده اید را داشته باشند.
درست کردن یک موجودی محتوایی قدرتمند که توانایی حمایت همه جانبه از برندتان را دارد به چه چیزهایی نیاز دارد؟
برای چنین کاری هیچ راه حل همه پسندی وجود ندارد. یک سیستم مدیریت محتوا عالی زبان، فرآیندها، و مواردی را بازتاب میدهد که منحصر به تجارت شما هستند. اما تعدادی رکن اساسی وجود دارند که قادرند به ساختن هر سیستم مدیریت محتوا کمک کنند.
اهمیت محتوا آنچنان است که بیل گیتس آن را پادشاه دنیای وب خوانده است با این نظر موافقید اگر هنور در پادشاهی محتوا شک دارید لطفا مقاله : آیا هنوز محتوا پادشاه است؟ را در بلاگ نوین مارکتینگ بخوانید.
یک موجودی محتوای عالی چندمنظوره است. این سیستم وضعیت تولید محتوا را به تولیدکنندگان محتوا و مدیریت اطلاع میدهد، در حالی که اطلاعات تاریخی بیشتری را در اختیار تیمهای بازاریابی و فروش قرار میدهد که ممکن است به دنبال مطالب شما باشند. بنابراین، سیستم مدیریت محتوا ایده آل شما باید قابل دسترس بودن را در اولویت قرار دهد: چگونه میخواهید موجودی محتوای خود را بسازید که نه تنها توسط تیم های اولیه، بلکه توسط تیم های ارتباطاتی هم به راحتی قابل دسترسی باشد؟
دو روش برای رسیدن به این مهم وجود دارد. اولین روش کمی بسته است، چرا که اجازه دسترسی، تنها به تیم محتوایی محدود شده است، اما یک فرآیند ساده و رسمی هم برای بخشهای دیگر قابل انجام است تا بتوانند برای استفاده از محتوا درخواست دهند.
روش دیگر استفاده از فرآیند اجازه گرفتن برای “باز کردن” محتوا است. با این روش، موجودی محتوا توسط بیشتر بخش ها قابل دسترسی و خواندن است، اما اجازه ویرایش کردن تنها به تعدادی کاربر مشخص محدود میشود. این روش برای سازمانهایی مفید است که جست و جوی محتوایی در آنها بسیار زیاد است (برای مثال، اگر تیم فروشتان برای در میان گذاشتن محتوا با مشتریان احتمالی آموزش دیدهاند)، یا برای تیم هایی که جور دیگری نمیتوانند اطلاعات گردش کار را تراز کنند.
موجودی محتوای شما همیشه باید به روز باشد.
اگرچه این نکته برای هیچکس چیز عجیبی نیست، اما باز هم یکی از بزرگترین مشکلات تیمهای محتوایی باقی مانده است. با وجود همه اطلاعاتی که از موجودی محتوا انتظار داریم، درست کردن ورودی میتواند کاری زمانبر باشد که به سرعت در تودههای درهم و برهم یک دوره تولیدی شلوغ گم میشوند.
دو راه کلیدی وجود دارند که میتوانید با استفاده از آنها محتوای خود را به روز نگه دارید از این راه به مدیریت محتوا بپردازید. اولین راه این است که موجودی محتوای خود را وارد گردش کار تولید محتوا خود کنید تا بتواند به عنوان یک ابزار در اختیار تیمتان باشد. برای مثال، یک تیم محتوایی کم سرعت تر می تواند اطلاعات مختلف را در یک گوگل شیت با همدیگر مقایسه کرده و سپس از همان صفحه برای ارائه در جلسات سردبیری استفاده کند.
با این حال، برای تیمهایی که محتوای زیادی را به صورت مداوم تولید میکنند، راهی مفیدتر این است که محتوای خود را در محیط سازماندهی شده قدرتمندتری ذخیره و مرتب کنند که توسط نرم افزار بازاریابی محتوایی شرکت پشتیبانی می شود. فناوری های مانند نرم افزار مدیریت دارایی های دیجیتال Skyword360 (DAM) به شما اجازه می دهند همه دارایی های خود را – اعم از عکس، ویدیو و حتی کتاب های الکترونیکی – گردآوری کنید، تا هر زمان که نیازهای فعلیتان حکم کردند قابل دیدن و ویرایش باشند.
اگر ابزارهای درست سازماندهی داشته باشید، میتوانید به راحتی داراییهای محتوایی خود را منظم کرده و اطمینان حاصل کنید که همه آنها با استانداردهای فعلی نشان تجاریتان همخوانی دارند و اینکه موجودی محتوایتان به روز است.
دومین مورد کلیدی در مورد به روز بودن در مدیریت محتوا این است که بازدید و حسابرسی را به بخشی دائمی از فرآیندهای مدیریت محتوا خود تبدیل کنید. مشاهدات دائمی توسط مدیریت به علاوه حسابرسی های گاه گداری معمولا برای دقیق نگه داشتن اطلاعات فعلی و تاریخی بسیار کارآمد هستند.
بازاریابان معمولا فکر میکنند که ما افرادی چندکارهایم، و بسیاری از ما واقعا به این صورت هستیم. اما واقعیت انتشار محتوا این است که بیشتر تیمها در صورتی می توانند بهترین عملکرد خود را داشته باشند که برنامه خود را برای انجام کارهای مختلف تقسیم بندی کنند: انگارسازی و تفکر از خلاقیت و همکاری به دست می آیند، در حالی که ویراستاری و تولید معمولا به دلیل تمرکز فردی و موشکافانه به اوج خود میرسند.
تولید محتوای شما هر کدام از مراحل را به شیوهای منحصربه فرد طی میکند، و بینندهای که میخواهد به موجودی محتوای شما نگاه کند باید قادر باشد سریعا پیشرفت فعلی شما را ارزیابی کند. علاوه بر این، هر کدام از اعضاء تیم شما باید بتوانند اطلاعاتی را جدا کنند که به دنبالش هستند تا بتوانند آن را با کار خودشان هماهنگ کنند – از یک متخصص محتوا گرفته، تا یکی از اعضاء تیم فروش که از آن اطلاعات برای یکی از کارهای خود استفاده می کنند.
به همان شیوه ای که موجودی محتوا باید با گردش کاری هماهنگ باشد، یک سیستم مدیریت محتوا عالی اطلاعاتی را در مورد هر کدام از ورودیها گردآوری و ذخیره میکند که با چرخه عمر محتوایتان هماهنگی دارند. ایدهها نسبتا اطلاعات کمتری را به خود اختصاص میدهند. کارهایی که در نهایت به مرحله تولید می رسند ممکن است اطلاعات جدیدی را به دست آورند، که از جمله آنها میتوان به کلمات کلیدی، کمپین های مرتبط یا اطلاعات موضوعی و همچنین وضعیت تولید و بازبینی اشاره کرد. به محض اینکه مطلب شما آماده شد، اطلاعاتی مانند آدرس اینترنتی و تاریخ انتشار باید به همراه آن ثبت شوند.
نکته کلیدی دراین قسمت از مدیریت تولید محتوا این است که به روزرسانی اطلاعات باید به صورت سازمان یافته انجام شود، تا با فرآیند تولید محتوا هماهنگ باشد و از هر گونه شکاف اطلاعاتی جلوگیری به عمل آید که ممکن است یکپارچگی محتوای شما را تحت تاثیر قرار دهد. این مرحله از مدیریت محتوا همه ارکان دیگر را به یکدیگر مرتبط میسازد و در واقع موجودی محتوای شما را به ابزاری مناسب برای کارهای مختلف تبدیل میکند.
فرآیند سازماندهی در یک فضای محتوایی بسیار سریع میتواند مشکل ساز باشد. تلاشهای اولتان ممکن است چندان جالب نباشند، اما مسئلهای نیست. درست مانند هر فرآیند دیگری در بازاریابی محتوایی، سازماندهی یک تلاش تکراری است. برای اینکه بیشترین استفاده را از چنین فضایی ببرید، سعی کنید آن دسته از سوالات را ثبت کنید که به صورت مدام در مورد اطلاعاتتان دریافت میکنید، و گاها به دنبال راه هایی بگردید جوابهای ممکن را با عادی ترین سوال های دریافتی مرتبط کنید.
اما بیشتر از هر چیز دیگری، سعی کنید تیم و سازمان خود را به صورت یکپارچه درآورید تا منافعی را درک کنند که یک محتوای منظم می تواند فرآهم آورد. با برنامه ریزی و کمی تلاش، این کار میتواند به یک منبع کم زحمت و پربازده تبدیل شود که نشان تجاریتان را در مورد محتوایی که تولید میکنید به وجد خواهد آورد، و همچنین نسبت به استفاده مناسب از آن اقدامات لازم را انجام خواهد داد.
شکست خوردن PPC مسئلهای است که ممکن است هر کسب و کاری را نا امید کند. تبلیغ کلیکی گوگل و بازاریابی موتورهای جستجو (SEM) هر دو برای موفقیت یک شرکت حیاتی هستند. بنابراین آشنایی با اشتباهات رایجی که حتی بسیاری از برندهای معروف هنوز مرتکب میشوند و باعث شکست خوردن PPC آن میشود، بسیار مفید خواهد بود. گوگل ادوردز ابزارهایی مانند URL های به روزرسانی شده را اضافه کرده است تا مدیریت کمپینها را کمی سادهتر کند؛ اما خطاهای چشمگیر هنوز هم به طور مکرر اتفاق میافتند.
ما هم مانند شما روز های سخت و آسانی در تبلیغات کلیکی داشتیم، اما با مطالعه این دست مقالات در نوین مارکتینگ خود را به روز نگه می داریم و هیچ وقت در تبلیغات در گوگل شکست نخورده ایم.
در حالی که این اشتباهات ممکن است کوچک به نظر برسند (بهخصوص اگر یک برند دارای بودجه SEM زیادی باشد.)؛ اما میتواند تاثیرات قابل توجهی در محبوبیت و بازده تبلیغات داشته باشد. در اینجا چندین اشتباه رایج PPC که بازاریابان جستجو انجام میدهند و باعث شکست خوردن PPC میشود و برخی از روشهای حل آنها آورده شده است.
یک اشتباه رایج برای تبلیغکنندگان تازهکار (و گاهی حتی افراد باتجربه) که منجر به شکست خوردن PPC می شود، این است که کار خود را با گستردگی بیش از حد آغاز میکنند. به عنوان مثال، اگر شما یک برقکار در بوستون (شهری در آمریکا) هستید که برای اولینبار شروع به استفاده از تبلیغات در گوگل ادوردز میکند، نباید از کلمات کلیدی اصلی این حوزه مثل “برق” استفاده کنید. بلکه بهتر است با هدفگذاری جغرافیایی و موضوعی به دنبال مشتریان خاصتر باشید. مثلا کلمات کلیدی خاصی مانند “برقکار در بوستون” یا “برقکار خوب در بوستون” میتواند راحتتر شما را به هدف برساند.
همین قاعده در مورد مشاغل مختلف، از جمله همه خردهفروشیها نیز صادق است. اگر شما یک خردهفروش هستید، ممکن است پرداختن به اصطلاحات کلی به عنوان کلمه کلیدی با توجه به میزان کلیک بیشتر و قیمت بالاتر، برایتان هزینهبر باشد. در واقع شما باید به دنبال هدفمندی بیشتری برای هرچه نزدیکتر شدن به مخاطبان خود باشید. در واقع بهتر است که با این اصطلاحات کار خود را شروع کنید؛ سپس به تدریج شروع به اضافه کردن اصطلاحات بیشتر کنید.
این فرایند امکان بیشتری را برای اندازهگیری نرخ بازگشت سرمایه (ROI) از هر کلمه کلیدی و سنجش و مقایسه آنها، در اختیار شما قرار میدهد.
اما اگر شما علاقهمند به جهش به سمت حوزه کلمات کلیدی گرانقیمت هستید؛ بهتر است از روش بازاریابی مجدد لیست کلمات کلیدی در تبلیغات جستجو (RSLA) استفاده کنید. این کار یک روش محافظهکارانهتر نسبت به تغییر کلی کلمات کلیدی است.
این روش مدیریت منفعلانه یک فرآیند دو سر باخت است که موجب شکست خوردن PPC شما میشود. پس استفاده از این روش برای همه لیستهای حمایتی باید ممنوع شود. استفاده از روشهای ابتکاری و خلاقانه به منظور تیترهای تبلیغاتی اختصاصی، بهترین راه برای دریافت کلیک، نرخ تبدیل بیشتر، افزایش ROI و به طور کلی تاثیر بیشتر است.
برندها باید همیشه به آگهیهای خود محتوای مطلوب تازه اضافه کنند؛ و تغییر کلمات کلیدی در تبلیغات خاص به آنها کمک میکند تا بتوانند این کار را انجام دهند. به عنوان مثال، اگر یک شرکت گردشگری، یک تور مسافرتی را به صورت تمام عیار و برای همه قشرها ارائه میدهد؛ باید خلاقیتی را به متن تبلیغات خود اضافه کند تا بتواند نظر مشتری را جلب کرده که روی آن کلیک کنند. اما برای تورهایی که مناسب گروه مشخصی است و مثلا مخصوص خانوادهها به همراه فرزندان آنهاست. مطرح کردن بهترین جاذبهها برای کودکان، از جمله سرگرمیهای متنوع، میتواند متن تبلیغاتی موثری را ایجاد کند.
در زمینه مدیریت تنبل تبلیغات، در دو تبلیغ بالا (تصویر بالا) برندها به نوعی فراموش کردهاند که تغییرات کلی در تنظیم آگهی خود را ایجاد کنند. این مسئله باعث میشود که گوگل نه تنها متن “Add your keywords here” را هدف قرار میدهند، بلکه تبلیغ را بر اساس کلمات کلیدی ذکر شده در این بخش تنظیم میکنند. غفلتی به این سادگی منجر به یک تبلیغ احمقانه میشود که بعید است کلیکهای زیادی دریافت کند و همین موضوع ساده موجب شکست خوردن PPC میشود.
در حال حاضر، این مسئله میتواند با یک نظارت ساده قابل کنترل باشد، با این حال در کمپینهای شلوغ و دارای لیستهای زیاد، بازاریابان باید کلمات کلیدی مورد نظر را مرتب بررسی کنند تا به یک مدیریت PPC موفق دست یابند.
علاوه بر این، اگرچه گوگل همچنان به دنبال اتوماسیون بیشتری در جریان کاری سیستم تبلیغاتی خود است (از طریق ویژگیهایی مانند تبلیغات جستجوی پویا)؛ اما بسیار مهم است که یک نظارت دقیق بر روی آن لحاظ شود. در واقع گوگل ممکن است به شما کمک کند اتوماسیون بهتری را ایجاد کنید. اما از سویی ممکن است کاملا سازگار با هدفهای کمپین شما نباشند و به دلایل گوناگون آثار مخربی را به همراه داشته باشد. پس در این زمینه نیز هوشیار باشید.
اگر شما گرایشهای فصلی کسب و کار خود را به خوبی نشناسید؛ احتمال بسیار بالایی وجود دارد که در مزایدهها عقب بمانید و فرصتهای خوب جذب مشتری را از دست بدهید.
سیستم گوگل ادوردز و تجزیه و تحلیل دادهها به شما کمک میکند تا خود را برای زمانهای مختلف روز و یا هفته آماده کنید. شما باید همیشه آماده واکنش نشان دادن به این اتفاقات باشید. البته این کار هم مانند سایر هدفگذاریها باید برای دستیابی به ROI بهتر باشد.
برای برخی از برندهای بزرگ، شرکت در برنامههایی از قبیل جمعه سیاه، نیازمند حدود سه ماه زمان برای آمادهسازی مقدمات و برنامهریزی است. مقدار زیادی از برنامهریزی برای این دوره، صرف قیمتگذاری و تخفیفات ویژه برای این دوره چند روزه و نوع محصول عرضه شده میشود. پس همانطور که مزایدههای گوگل ادوردز به طور فزایندهای رقابتی میشوند، امری حیاتی است که شما یک استراتژی خوب برای پیروزی داشته باشید.
برای دریافت سود هرچه بیشتر از تقاضاهای فصلی، شما باید تمام کالاها و لیست RLSA خود را مدیریت کرده و اصلاحات پیشنهادی را با توجه به دستگاه کاربر (موبایل، دسکتاپ) و روز مورد نظر در بخش مناقصه افزایش داده و در صورت امکان از سرویس تبلیغات پویا در جستجو (DSA) برای پر کردن هرگونه شکاف که ممکن است از دست رفته باشد استفاده کنید.
موضوع مشترک در این مرحله بیتوجهی است. مهم است که تبلیغکنندگان PPC همیشه بر روی کمپینهای خود نظارت داشته باشند؛ تا اطمینان حاصل شود که اشتباهات مشابهی که در اینجا بررسی شد بوجود نیاید. این بدان معنی است که استراتژی متفکرانه و کنترلی در کنار ابزارهای مناسب برای نظارت بر خطاها و نظارت بر اشتباهات و فراتر از آن، در جای خود باید مورد توجه قرار بگیرند. توجه به این نکات احتمال شکست خوردن PPC شما را تا حد زیادی کاهش میدهد.